تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
قشون پس از رسيدن به ترخو « 1 » ، پاى تخت شمخال ، در 23 ر 12 اوت ، نفسى به راحت كشيد . عادل گراى ( كه از رودخانهء سولاق عبور كرده بود ) پطر را به خوبى پذيرفت و در اين ضمن امپراتريس كاترين از زنان او در چادر خود پذيرايى نمود . هنگام غروب پطر و امپراتريس به اتفاق عادل گراى در قصر او شام خوردند . پطر قبل از آن كه از ترخو حركت كند ، نامه‌اى از معاون حاكم در بند دريافت داشت كه در آن نوشته شده بود مردم از شنيدن اعلاميهء او بسيار خوش حال شده همگى خود را تحت حمايت او قرار داده‌اند . لشكر پطر در 27 ر 16 اوت از ترخو عزيمت كرد و در عصر همان روز به رودخانهء مناس و روز بعد به شهر كهنه بويناق رسيد . هوا بىنهايت گرم بود و گردى كه از حركت قشون بر مىخاست باعث ناراحتى مىشد . پطر سه نفر قزاق به همراهى يك نفر راه‌نما از كهنه بويناق به نزد احمد خان اوسمى ، رئيس دو طايفه قيتاق و قراقيتاق فرستاد و آنها را براى مذاكره دعوت كرد و از آنها خواست چهار پايانى براى حمل باروبنه وى جهت حركت به دربند آماده سازند . سپس بدون آن كه صبر كند تا جوابى برسد ، فرمان داد كه قشون در 29 ر 18 اوت به طرف جنوب پيش برود و بعد از طى مسافت كوتاهى به خاك اوسمى وارد شد . در اين جا راه نمايى كه پطر فرستاده بود با گوش و بينى بريده بازگشت و خبر آورد كه سه نفر قزاق همراه او به قتل رسيده‌اند . « 2 » اوسمى هم پيغام داد كه اگر از سربازان تزار اسير كند ، آنها را به سرنوشت مشابهى دچار خواهد كرد . . . در عصر آن روز قشون در كنار رودخانهء انجه اردو زد . روز بعد عدهء زيادى از عشاير به فرمان‌دهى اوسمى و سلطان محمود اوتمشى به مقابلهء روس‌ها شتافتند . در جنگى كه روى داد دشمن به سختى شكست خورد و بين ششصد تا هفتصد نفر كشته و عدهء زيادى اسير داد . قزاق‌ها كه از رفتار آنها با رفقاى خود سخت در خشم بودند ، آنان را تعقيب كردند و تا اوتمش به دنبال آنها تاختند و در حدود سه هزار نفر از آنان را از دم تيغ گذراندند . روس‌ها از طرز جنگيدن اين عشاير سخت در تعجب بودند ، زيرا وقتى با هم بودند زياد مقاومت نمىكردند ، ولى وقتى كه انفرادا مورد حمله قرار مىگرفتند با دليرى تمام مىجنگيدند . « 3 » در ضمن اين كه دريا سالار آپراكسين از اسيران باز جويى مىكرد ، « 4 » ناگهان اسيرى شمشير يكى از
هامش
( 1 ) . براى شرحى در خصوص اين شهر ، -Bruce , Memoirs , pp . 321 - 2-John Bell of Antermony , A Succinct Relation of a Journey to Derbent vo 1 , 11 , p . 326( 2 )Bruce , Memoirs , p . 328. ( 3 ) . همان كتاب ، صفحات 329 - 330 ؛ همچنين - سولويف ، جلد هجدهم ، ص 43 . ( 4 ) . يكى از زندانيان كه ملايى بود به آپراكسين گفت كه سه قزاق مذكور به قصاص قتل عام تاتارهاى اندرى به قتل رسيده‌اند .