تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
صحت دارد ، زيرا بكر فرزند وختانگ در ماه مه با عده‌اى به قصد كمك به اصفهان عازم شده است ، ولى بعد از طى مسافت كوتاهى پدرش به او فرمان داد كه براى همكارى با پطر كبير ، كه انتظار ورود او مىرفت ، باز گردد . « 1 » اگر به بكر اجازه داده شده بود كه با عليمردان خان و لرها همكارى كند ، افغان‌ها مسلما مجبور مىشدند دست از محاصره بردارند . مع‌الوصف ، با وجود امتناع گرجىها ، امكان داشت كه شهر نجات پيدا كند . دو يا سه روز بعد از اين كه شايع شد گرجىها به طرف اصفهان حركت كرده‌اند ، شاه نامهء ديگرى از عليمردان خان دريافت داشت . در اين نامه عليمردان خان از شاه تقاضا كرده بود به نفع برادرش ( برادر شاه ) از سلطنت كناره‌گيرى كند و نوشته بود در اين وقت كه كشور گرفتار دشوارىها و مخاطرات بسيار است ، صلاح در آن است كه وى بر تخت بنشيند . سپس عليمردان‌خان تقاضا كرده بود كه شاه يكى از فرزندان خود را به عنوان فرمان دهء قواى امدادى تعيين كند . عليمردان خان در پايان نامه شكايت كرده بود كه شاه به جز نصايح حكيم‌باشى و ملاباشى حرف كسى را نمىپذيرد ، در صورتى كه هر دو از نفوذ و قدرت خود سوء استفاده كرده و اشخاص بىگناه را از كار بر انداخته‌اند ( مسلما اين نكته اشاره به رفتار ننگينى بود كه با احمد آقا كرده بودند ) . « 2 » شاه سلطان حسين تقاضاى عليمردان خان را در مورد استعفاى خود نپذيرفت . ولى شايد در اثر تقاضاى ثانى او بود كه در شب 7 - 8 ژوئن ، فرزند سوم خود ، طهماسب ، را با جمعى از شهر بيرون فرستاد . هنگامى كه طهماسب و همراهان او نزديك مركز منطقهء خطر بودند ، جمعى از پاسداران افغانى به رهبرى عمو زادهء محمود ، به نام اشرف ، آنها را ديدند و به تعقيب آنان پرداختند ، ولى طهماسب و همراهانش در تاريكى گريختند و به كاشان رفتند . « 3 » محمود پس از آن كه از فرار طهماسب آگاهى يافت ، چنان خشمگين شد كه فرمان داد اشرف را بازداشت كنند . در واقع اين دو عموزاده از يك ديگر تنفر داشتند ، زيرا محمود پدر اشرف ، بنام عبد العزيز ، را در سال 1717 به قتل رسانده و رهبرى قبيلهء غلجايى را خود به عهده گرفته بود . اشرف فرمان دهء لايقى بود و سربازان او را بسيار دوست مىداشتند و از باز داشت او عصبانى بودند . در حقيقت محبوبيت اشرف چنان زياد بود كه محمود مجبور شد او را بدون مجازات آزاد
هامش
( 1 ) . -« Chronique »، اثر سخنيا چخايدزه ، درHistoire de la Georgie، جلد دوم ، قسمت دوم ، ص 36 ( دربارهء اين قضيه در فصل پانزدهم مفصلا بحث خواهد شد ) . ( 2 ) . داگ رجيستر ، 7 ژوئن . ( 3 ) . در منابع مختلفه ، تاريخ فرار طهماسب به طور گوناگون ذكر شده است : در داگ رجيستر ، 8 ژوئن نوشته شده است كه طهماسب در شب 7 - 8 ژوئن گريخت . پادرى درCompte au Roi، بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، ورقa429 ، شب 8 ژوئن را ذكر كرده است . گاردان در يادداشت‌هاى روزانه ، بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، ورقb180 ، شب 8 ژوئن را ضبط مىكند . زبدة التواريخ ، ورقa210 ، مىنويسد فرار طهماسب در شب 27 شعبان ( 12 ژوئن ) بود . تذكرهء نادرى ، ص 9 ، شب 3 رمضان ( 17 ژوئن ) را ذكر مىكند . با در نظر گرفتن مطالب روشن داگ رجيستر ، ترديدى نيست كه تاريخ شب 7 - 8 ژوئن درست‌تر است .