تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
به آسانى تحت تأثير قرار مىگرفت و اگر در كارى پيش قدم مىشد معمولا طريقهء غلط را اتخاذ مىكرد . انتخاب او به عنوان ولى عهد به همين علل مورد تصويب محمد حسين و همكارانش قرار گرفت ، زيرا دريافتند به سهولت مىتوانند او را آلت دست خود كنند . نارضايتى مردم كه در اثر رفتار شاه با صفى ميرزا تشديد شده بود در دوم آوريل به صورت شورش در آمد و عده‌اى خواستند شاه سلطان حسين را از سلطنت خلع كنند و برادر كاردانش عباس را به تخت بنشانند . در همان هنگام اشخاصى كه از دهكده‌هاى مجاور فرار كرده بودند در مقابل خانهء محمد حسين و رحيم خان به تظاهرات پرداختند و در و پنجره‌ها را شكستند و فرياد بر آوردند كه آنها مسئول بدبختىهاى ايران هستند . « 1 » ولى قواى شاه آتش انقلاب را فرو نشاند . معلوم نيست اگر عباس ميرزا به تخت نشسته بود ، چه وقايعى پيش مىآمد . جاسوسان محمود در اصفهان وى را از اختلافات ميان شاه و مشاورانش آگاه مىساختند . چنان كه از داگ رجيستر بر مىآيد ، « 2 » محمود در آن ايام به شيخ الاسلام و قورچى باشى « 3 » و والى عربستان نامه‌هايى نوشت و به شيخ الاسلام متذكر شد كه عمل ابلهانه‌اى خواهد بود كه ايرانىها از اعراب براى دفاع شهر كمك بخواهند . همان‌طور كه انتظار مىرفت ، محمود به لحن ديگرى به والى عربستان نوشت كه نمىداند چرا وى ترجيح مىدهد به ملاحسين خدمت كند در صورتى كه خود سنى است و طبعا اگر يك نفر سنى بر تخت بنشيند بهتر خواهد بود . اگر چه محمود از اختلافاتى كه در ميان زعماى ايران وجود داشت خشنود بود ، و همچنين بعضى از آنها در نهانى با او سازش داشتند ، مع‌الوصف از اين كه نتوانسته بود استحكامات شهر را خراب كند عصبانى بود . هم‌چنين از رسيدن قواى امدادى به اصفهان نگرانى داشت و براى اين كه روحيهء ايرانىها را خراب كند در حدود دويست تا سيصد نفر از سربازان خود را در دل شب به گلناباد فرستاد و به آنها فرمان داد كه روز بعد با طبل و شيپور به فرح آباد بازگردند تا ايرانىها تصور كنند كه از قندهار قواى امدادى نيز براى او مىرسد . « 4 » شايد در همين هنگام بود كه محمود يكى از افسران برجستهء خود را با پرچم سفيد براى پيش نهاد صلح به اصفهان فرستاد . مىگويند پيغام داده بود كه حاضر است از محاصره دست بردارد و به قندهار بازگردد ، مشروط به آن كه شاه يكى از دختران خود را با پنجاه هزار تومان جهيز به او بدهد و او را به عنوان فرمان رواى قندهار و كرمان و خراسان بشناسد . چون شاه اين پيش نهاد را رد كرد ، دوباره خصومت آغاز شد . « 5 »
هامش
( 1 ) . داگ رجيستر ، 2 آوريل . ( 2 ) . همان جا . ( 3 ) . وى جانشين على قليخان زنگنه كه در گلناباد كشته يا اسير شده بود گرديد . بعدا كشف شد كه شيخ عليخان با محمود هم‌دست بوده است . ( 4 ) . داگ رجيستر ، 2 آوريل . ( 5 ) . كلراك ، جلد اول ، صفحات 290 - 291 .