شدند و سه عراده از توپهايى را كه در فرحآباد از زير خاك بيرون آورده بودند در آنجا نصب كردند . دو روز بعد باز به پل شهرستان حمله بردند ولى رانده شدند .
در اواخر ماه ، مردم از دفاع ضعيفى كه از شهر مىشد شروع به شكايت كردند و يك بار ديگر فراريان دهكدههاى مجاور كه بيش از مردم اصفهان شور و التهاب نشان مىدادند در ميدان شاه دست به تظاهرات زدند و تهديد كردند در صورتى كه مردم به دشمن حمله نبرند ، خود به افغانها خواهند پيوست . شاه كه مضطرب شده بود فرمان داد درهاى قصر را ببندند . ولى در عين حال امر كرد كه مقدمات حمله به دشمن فراهم شود . بنابراين ، در سيم آوريل عدهاى از ايرانىها و اعراب به فرماندهى احمد آقا از دروازهء طوقچى گذشتند تا به پاسگاههايى كه افغانها در شمال شهر به منظور جلوگيرى از خروج و دخول ايرانىها بر پا كرده بودند حمله برند . دشمن بدون آگاهى از قصد ايرانىها ، اين پاسگاهها را تقويت كرده بود . معالوصف ، اگر سربازان عرب نگريخته بودند ، حمله با موفقيت خاتمه مىيافت . فرار اين عده باعث شد كه قواى احمد آقا مجبور به عقب نشينى شود و در همين هنگام خود چند تن از اعراب فرارى را به قتل رساند . « 1 » اعراب پس از مراجعت به شهر ، شكايت پيش سيد عبد الله و شاه بردند و در نتيجه احمد آقاى درست كار متهم به توطئه عليه والى شد و از مقام خود معزول گرديد . و اگر چه بعدا براى مدت كوتاهى مقام سابق را به دست آورد ، ولى هرگز نتوانست به اعتبار و شهرت پيشين خود نايل شود . « 2 »
در آغاز ماه مه عدهء زيادى لشكريان امدادى از قسمت شمال به اصفهان نزديك شدند و ليكن افغانها در نزديكى دهكدهء گز در 9 ميلى شمال غربى آنها را تار و مار كردند ، « 3 » چند روز بعد خبر رسيد كه عليمردان خان والى لرستان با عدهء ديگرى به گلپايگان رسيده است و ايرانىها از اين خبر خشنود شدند . در سيزدهم مه ، شاه نامهاى از عليمردان خان دريافت داشت كه در آن از رفتار والى عربستان شكايت كرده بود و نوشته بود كه اين شخص مدتها بدون آن كه كارى انجام دهد حقوق گزاف مىگيرد و سپس تقاضا كرده بود كه به جاى او فرماندهء كل قوا شود . شاه سلطان حسين كه هميشه نصايح بدخواهان را به سمع قبول اصغا مىكرد ، در اين قضيه نظريات ميرزا رحيم حكيم باشى را كه يكى از دوستان نزديك والى عربستان بود پذيرفت و در نتيجه تقاضاى عليمردان خان را رد كرد و مانع از فعاليت خيانت آميز والى نشد . « 4 »
در سوم ژوئن ، در شهر شايع گرديد كه وختانگ والى گرجستان بعد از تار و مار كردن لزگىها با دوازده هزار سرباز به كمك پاىتخت مىآيد . « 5 » بعدا معلوم شد اين قضيه تا حدى
هامش
( 1 ) . يادداشتهاى روزانهء گاردان ، بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، اوراقa - b178 ؛ داگ رجيستر ، 30 آوريل .
( 2 ) . داگ رجيستر ، 30 آوريل .
( 3 ) . همان كتاب ، 6 مه .
( 4 ) . همان كتاب ، 13 مه .
( 5 ) . همان كتاب ، 3 ژوئن ؛ يادداشتهاى روزانهء گاردان ، 16 ژوئن ، بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، ورقa193 .