محمود هنوز بسيار مايل بود يكى از پلهاى اصفهان را به تصرف در آورد ، و مىدانست كه مدتى بايد بگذرد تا سپاهيانش بتوانند از رودخانه عبور كنند و در اين فاصله شايد قواى امدادى به كمك اصفهان بيايد و تا نتواند عده زيادى از سربازان را به ساحل شمالى برساند ، موفق به محاصرهء كامل شهر و جلوگيرى از ورود قواى امدادى و بيرون رفتن ايرانىها از شهر به قصد گردآورى خواربار نخواهد شد .
در شب هشتم آوريل ، اقبال به محمود روى كرد . توضيح آن كه ايرانىها كه مىدانستند استحكام پل مرنان از ساير پلها كمتر است ، دفاع آن را به عهدهء سربازان گرجى محول كردند . در آن شب جاسوسان به فرحآباد خبر آوردند كه سربازان مذكور به بادهگسارى مشغول بوده و در پاسگاه خود خفتهاند . محمود فورا فرمان داد كه به پل حمله كنند و سربازان را مأمور كرد كه مقدارى چوب براى پوشيدن شكافى كه در نتيجهء شكستن يكى از طاقها حادث شده بود با خود حمل نمايند ( ايرانىها از راه احتياط يكى از طاقهاى پل را شكسته بودند ) . حملهاى كه در سپيدهدم آغاز شد به پيروزى مهاجمان خاتمه يافت و گرجىها در حالى كه روى زمين خفته بودند تماما به قتل رسيدند . سپس افغانها به طرف محلهء عباسآباد شتافتند ، ولى به زودى احمد آقا و سربازان كار آزمودهء او كه هميشه مراقب بودند ، حملهء آنها را دفع كردند . اگر چه افغانها مجبور شدند قسمت عمدهء متصرفات خود را در ساحل شمالى از دست بدهند ، ولى توانستند خود پل و همچنين ناحيهء كوچكى در شمال آن را حفظ كنند . در طى ماه دامنهء متصرفات خود را در ساحل شمالى متدرجا ادامه دادند و سرانجام توانستند به سربازان ديگرى كه استحكامات شرقى و شمالى شهر را دور زده بودند ملحق شوند . « 1 »
از آنجا كه تعداد افغانها به اندازهاى نبود كه بتوانند تمام شهر را محاصره كنند ناچار در نقاط مختلفه پاسگاههايى بر پا كردند و سوارانى را مأمور ساختند كه به طور مرتب ميان اين پاسگاهها رفت و آمد كنند . « 2 » اگر چه در بعضى موارد ممكن بود كه ايرانىها از چنگ دشمن فرار كنند و حلقهء محاصره را بشكافند ، و ليكن بعد از پايان ماه آوريل امكان خروج و دخول به كلى از ميان رفت .
در نتيجه قواى امدادى نتوانست به مقدار زياد وارد شهر شود و ايرانىها موفق نشدند براى به دست آوردن آذوقه از شهر بيرون روند . در اثر اين اشكالات در اواخر ماه آوريل بهاى نان ترقى كرد و بيم قحطى مىرفت .
در طى ماه آوريل ، زد و خورد فقط در پل مرنان و عباس آباد روى نداد بلكه در سيزدهم همان ماه افغانها دو پاسگاه ايرانى در باغ هزار جريب را كه تا آن وقت در دست ايرانىها بود متصرف
هامش
( 1 ) . داگ رجيستر ، 7 آوريل ؛ يادداشتهاى روزانهء گاردان ، بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، اوراقa177 - 176 .
( 2 ) . - احوال ، ص 121 ، تأليف شيخ محمد على حزين .