اين شاهزاده از امور لشكرى اطلاعى نداشت ، شاه والى عربستان را به عنوان مشاور او مأمور كرد .
ظهر روز بعد ، شاهزادهء جوان در مجلسى كه در چهار باغ تشكيل شد حضور يافت . در ميان حضار خواجه سرايى بود به نام احمد آقا كه به جاى رستم خان لقب قوللر آقاسى گرفته بود . « 1 »
ظهر روز دوازدهم مارس ، شاه فرزند خود را به حرمسرا بازگرداند . به طور رسمى گفته شد كه چون شاهزاده در انزوا و عزلت به سر برده ، از ديدن كثرت جمعيت در مجلس وحشت كرده است و خود از شاه خواسته است كه به حرمسرا بازگردد . ولى علت حقيقى آن بود كه شاهزاده از ملاباشى و حكيمباشى انتقاد و به شاه پيشنهاد كرده بود كه آن دو را از شوراى دولتى منفصل كند . همچنين مىگفتند كه وى كسانى را كه نتوانسته بودند در جنگ گلناباد از خود شهامتى نشان دهند تهديد به مرگ كرده بود . در نتيجه ، تمام كسانى كه شاهزاده با آنها مخالفت كرده بود عليه او با يك ديگر متحد شدند . اين اشخاص نزد شاه رفتند و گفتند محمود ميرزا طبعى جاهطلب دارد و اگر در رأس قشون قرار گيرد ، براى غصب تاج و تخت اقدام خواهد كرد . « 2 » اگر شاه نادان سخنان فرزند را پذيرفته و توجهى به اتهامات غلط ملاباشى و ساير مشاوران بدخواه نكرده بود ، وضع دگرگون مىشد ، ولى بدبختانه شاه سلطان حسين هميشه طريقهء غلط را انتخاب مىكرد .
در چهاردهم مارس ، شاه فرزند دوم خود صفى ميرزا را كه در آن وقت بيست و سه ساله بود از حرمسرا بيرون آورد و همان اختياراتى را كه به فرزند ارشد خود داده بود به وى نيز تفويض كرد . « 3 » ظاهرا فرماندهى لشكر به عهدهء او واگذار نشد ، بلكه والى عربستان اين مقام را به دست آورد .
در اين ضمن محمود كه چند روزى بعد از پيروزى خود به طور عجيبى بىحركت مانده بود ، تصميم به حمله گرفت . از آنجا كه محمود وقايع نگارى نداشت ، نمىتوانيم معلوم كنيم كه در آن دو روز بعد از جنگ چه افكارى به خاطرش رسيد . آيا لحظهاى در اين خيال بود كه جهت گرفتن قلعهء نظامى در كرمان به آن شهر بازگردد ؟ آيا انصراف او از اين خيال و تصميم او مبنى بر حملهء به اصفهان در نتيجهء پيشنهاد صلح پادشاه ضعيف النفس ايران نبود ؟ « 4 » احتمال دارد كه محمود
هامش
خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، اوراقa-b150 ، تحت عنوان :« Relation de la Bataille des Perses avce les Arrevans . »( 1 ) . محمد محسن مىنويسد ( زبدة التواريخ ، ورقb205 ) احمد آقا كه شخص بسيار محترمى بود ، در زمان فتحعليخان داغستانى فرمان دهى قسمتى از لشكر را داشت ، ولى او را از خدمت نظام اخراج و تمام دارايى او را توقيف كردند .
( 2 ) . گزارش پادرى به پاريس ، مورخ 30 مارس 1722 ، در بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، ورقa161 .
همچنين - داگ رجيستر ، 12 مارس و« Relation de la Bataille des Perses avec Arrevans .در بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، ورقb150 ( در اينجا محمود ميرزا به غلط سلطان حميد خوانده شده است ) .
( 3 ) . داگ رجيستر ، 14 مارس .
( 4 ) . كروسينسكى ، ص 207 .