فصل سيزدهم محاصرهء اصفهان
خبر شكست گلناباد در حدود ساعت 9 شب هشتم مارس به اصفهان رسيد و وحشت و اضطرابى عظيم در شهر به وجود آورد . كسانى كه از صحنهء جنگ گريخته بودند به شهر پناه بردند و تشويش و نگرانى آنها به ديگران نيز سرايت كرد . به زودى هرج و مرج پاى تخت را فرا گرفت و شايع شد كه محمود خواهد رسيد و تاج و تخت را تصرف خواهد كرد . « 1 » شايعاتى نيز در افواه بود كه قشون ايران بدتر از آنچه مىگفتند شكست خورده است . در نيم شب عدهاى از زنان وحشت زده سراسيمه به خيابانها و كوچهها ريختند و فريادكنان به قلعهء تبرك پناه بردند .
صبح نهم مارس ، چون خبرى از دشمن مخوف نرسيد ، نگرانى و اضطراب مردم كمتر شد .
شاه و وزراى او از اين فرصت مناسب براى حفظ شهر استفاده كردند و عدهاى سرباز براى نگاهدارى ديوارها و ساير استحكامات فرستادند و مخصوصا سعى كردند روى پلهاى زايندهرود نگهبان بگذارند . « 2 » در آن ايام رودخانهء مزبور چنان در نتيجهء باران بهارى و آب شدن برفهاى زاگرس طغيان كرده بود كه عبور از آن به هيچ وجه ممكن نبود . تا مدتى كه وضع رودخانه به همين منوال بود ، ايرانيان خط دفاعى محكمى در پيش داشتند .
با وجود اين اقدامات دفاعى و ظاهر نشدن دشمن ، هنوز وحشت و اضطراب در شهر حكم فرما بود و گران شدن ناگهانى نان نشانهء حوادث بعدى محسوب مىشد .
هامش
( 1 ) . داگ رجيستر ، 8 مارس .
( 2 ) . گاردان در 19 مارس به پاريس گزارش داد : « با وجود آن كه عدهء زيادى از مردم اصفهان مىتوانند سلاح بردارند ، ولى فقط پانصد سرباز براى دفاع شهر حاضر است . » همچنين مىنويسد : « از هر هزار نفر جمعيت ، ده نفر بيشتر مسلح نيست . همه چيز در كمال بىنظمى است و مىترسم كه خدا بخواهد اين كشور را خوار كند و براى اين كار بيش از ده هزار نفر افغانى لازم نيست . » بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد ششم ، اوراقa147 وb147 .