تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
سيد عبد اللّه از هر لحاظ نقطهء مقابل محمد قليخان بود ، زيرا جسارت و گستاخى بسيار از خود نشان مىداد و معلوم بود كه ميان اين دو نفر اختلاف شديدى بروز خواهد كرد . والى در روح ضعيف شاه نفوذ فراوانى داشت و مىتوانست او را با خود هم عقيده كند ، ولى بدبختانه نصيحت او هميشه عاقلانه نبود و گذشته از اين طبعى متمايل به خيانت داشت . مسلما سيد عبد اللّه مىدانست كه اعتماد الدوله چه پيش‌نهادى كرده است و شايد از يك طرف به همين علت و از طرف ديگر در اثر عجله و شتابزدگى بود كه موافقت خود را با نقشه حملهء به دشمن اظهار كرد و به شاه فشار آورد كه دست به حمله بزند و قول داد كه بعد از جمع‌آورى سواره نظام عرب خود ، به او ملحق شود . « 1 » در نتيجه براى جمع‌آورى لشكر فورا اقدام كرد و به تمام دهكده‌هاى اطراف اعلام شد كه هر كس حاضر به جنگ شود ، تا شش ماه از پرداخت ماليات معاف خواهد بود . به اين وسيله عدهء زيادى فراهم آمدند ، و ليكن بيشتر آنها از كشاورزان و پيشه‌وران بودند و در جنگى شركت نكرده بودند « 2 » و ديگران نيز به جز چوب و چماق اسلحه‌اى نداشتند . « 3 » از طرف ديگر ، گروهى نيز در ميان آنها يافت مىشد كه جامهء نظامى فاخر بر تن داشتند و از اين گروه مىتوان قوللرها را نام برد كه فرمان‌دهى آنها با يكى از شاه‌زادگان گرجى ، به نام رستم ، بود . عدهء ديگر كه بسيار شجاع و دل آور بودند به رهبرى على مردان خان والى لرستان از عشاير و طوايف گرد آمده بودند و خود اين شخص نيز در شجاعت و كاردانى شهرت داشت . « 4 » در سوم مارس ، محمد قليخان اعتماد الدوله با سى هزار سرباز از اصفهان به مقابلهء دشمن شتافت و بيست و چهار توپ نيز با خود برد و اگر چه احمد خان توپچى باشى فرمان‌دهء توپچىها بود ، و ليكن يك نفر فرانسوى به نام فيليپ كلمب « 5 » تمام امور مربوط به توپ خانه را در زير نظر داشت . اين شخص كه از اهالى پاريس بود چند سالى در قشون روسيه خدمت كرده سپس به ايران آمده بود . از آنجا كه احمدخان فقط اسما فرمان‌ده بود ، وجود كلمب در رأس توپ خانه ايران نهايت ضرورت را داشت ، زيرا هيچ توپچى قابلى در اين كشور يافت نمىشد . كروسينسكى دربارهء آنها گفته است : « مهارت مهندسان ايرانى را مىتوان از سؤالى كه توپچى باشى كرد حدس
هامش
با هم به جنگ مىپرداختند . سيد فرج الله ، فاتح بصره ، و پسرش سيد عبد الله چندين بار به همين علت با يك ديگر جنگيدند . - كسروى ، همان كتاب ، ص 98 . ( 1 ) . - مطلبى كه در تاريخ 1 مارس 1722 در داگ رجيستر نوشته شده است . ( 2 ) . تاريخ نادرى ، ص 8 . ( 3 ) . داگ رجيستر ، سوم مارس 1722 . ( 4 ) . كروسينسكى ( ص 75 ) او را بزرگ‌ترين سردار آن عهد در ايران مىداند و شيخ محمد على حزين در كتاب خود ، احوال ، ص 126 ، مىنويسد كه اين شخص در حقيقت دليرترين و فاضل‌ترين مرد عهد خود است . ( 5 ) .Colombe