داشت براى دفاع مناسبتر بود و از طرف ديگر آب كافى در آنجا يافت مىشد . به علاوه ، محمود با ماندن در محمد آباد مىتوانست قوايى در قلعهء نايينى بگذارد كه حافظ جناح راستش باشد .
( خرابههاى اين قلعه در شمال غربى دهكده هنوز ديده مىشود . )
خبر رسيدن محمود به كرمان بهت و وحشت عجيبى در پاى تخت ايران به وجود آورده بود و فقط در اين هنگام بود كه به قول محمد محسن « 1 » وزراى فرومايه به فكر دفاع از كشور افتادند .
وقتى شايع شد كه محمود از تصرف يزد چشم پوشيده و عازم اصفهان است ، وحشت و اضطراب بالا گرفت . شاه به شتاب تمام وزرا و مشاوران را به حضور خواند تا تصميمى بگيرند ، ولى مطابق معمول مباحثات زيادى ميان آنها روى داد . محمد قلى خان اعتماد الدوله اگر چه فرمان ده جبانى بود ، ولى وقتى منصب قورچى باشى را داشت ، از مسائل نظامى تا حدى اطلاعاتى كسب كرده بود ؛ و در اين هنگام دريافت كه قشون با وجود تعداد زياد سربازان نمىتواند كارى از پيش ببرد ، زيرا اغلب آنها تجربهاى ندارند . بنابراين پيش نهاد كرد كه لشكريان براى دفاع اصفهان در خود شهر باقى بمانند تا اين كه لشكر نيرومندى از جاى ديگر به كمك پاى تخت بيايد . در اين صورت اميد موفقيت مىرفت . بدون ترديد پيش نهاد او عاقلانه بود ولى شاه با عقيده دشمنان محمد قلىخان كه طرفدار حمله بودند موافقت كرد و چون نامهاى از سيد عبد الله والى عربستان كه در آن وقت در قمشه « 2 » بود دريافت داشت ، در تصميم خود بيشتر پافشارى نمود . در مورد تعيين هويت اين والى اختلاف زيادى وجود دارد . بعضىها مىگويند كه او سيد محمد بود ، در صورتى كه ديگران ادعا مىكنند كه سيد عبد الله « 3 » ، پدر سيد محمد ، بود .
درست است كه سيد محمد در سال 1719 اين مقام را داشت ، ولى مىتوانيم بگوييم پدرش كه مرد جاهطلبى بود به جايش نشسته بود . سيد عبد الله سابقا والى بود ولى عمويش سيد على ، مورخ خانواده ، او را از مقامش عزل كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . زبدة التواريخ ، ورقb206 .
( 2 ) . در زمان رضا شاه پهلوى اسم قمشه به شهرضا تبديل يافت .
( 3 ) . معلوم نيست كروسينسكى در متن خاطرات خود چه اسمى ذكر كرد . ابراهيم متفرقه ، در ترجمهاى كه از اين خاطرات به اسم تاريخ سياح به عمل آورده است ، در سرتاسر كتاب سخن از « خان هويزه » به ميان مىآورد و هيچ گونه اسم شخصى ذكر نمىكند . احتمال دارد كه كروسينسكى اسم محمد را ذكر كرده باشد زيرا دوسرسو( du Cerceau )در تجديد نظرى كه در اين خاطرات كرده است كلمهء« Machmet »را به كار برده است كه همان محمد باشد . از طرف ديگر ، محمد محسن ضمن تحقيق حوادث از چندى بعد اين شخص را عبد الله مىداند .
( زبدة التواريخ ، ورقa208 ) . همچنين درKort Narigth، اثر آلكساندر اهل مالابار ، و نيز در داگ رجيستر( Dagregister )كه در آن وقايع روزانه از اول مارس تا 31 اوت 1722 ، توسط نمايندگان كمپانى هلندى هند شرقى ضبط شده است ، همين اسم عبد الله به چشم مىخورد . لذا تصور مىكنيم كه عبد الله درست است . ولى سيد احمد كسروى در تاريخ پانصد سالهء خوزستان ، ص 102 ، عقيده دارد كه اين اشتباه است .
( 4 ) . اعضاى خاندان مشعشع غالبا با يك ديگر مشاجره مىكردند و حتى براى به دست آوردن مقام والى عربستان .