تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
تجارى و كشتىرانى به ايران فرستاده شود . عهدنامهء مذكور در پاسارويتس ، در 27 ژوئيه 1718 ، يعنى يك هفته بعد از امضاى معاهدهء صلح ميان اتريش و نيز و تركيه عثمانى منعقد شده بود . « 1 » بنابراين ، سلطان درى افندى را به تهران فرستاد تا ترتيبى براى اجراى آن عهد نامه بدهد و همچنين اطلاعات كاملى دربارهء اوضاع ايران به دست آورد . وقتى خبر حركت سفير تركيه عثمانى به دربار ايران رسيد ، وزراى جبان دچار تشويش و نگرانى شدند و چون از قصد درى افندى خبر نداشتند ، ترسيدند مبادا سفير بخواهد از دولت ايران تقاضا كند كه چند ناحيهء سرحدى را به تركيه واگذارد . لذا به خاطر حفظ صلح حاضر شدند قسمتى از چخور سعد ( ايروان ) يا قسمت ديگرى در جنوب آن را به سلطان بدهند . پس از ورود درى افندى در اواسط ژانويه به تهران ، مدت دو ماه بود كه اعتماد الدولهء جديد محمد قلى خان بر سر كار بود . درى افندى بعدا گزارش داد كه طرز رفتار محمد قلى خان با او بسيار عجيب بود ، زيرا مىترسيد منظور سفير اعلان جنگ به ايران باشد . درى افندى وى را مطمئن ساخت كه چنين نيست . شاه در اواخر ژانويه سفير را پذيرفت . در دو طرف شاه قريب سيصد تن از اعيان و اشراف صف زده و همچنين سى نفر نگهبان قزلباش با لباس فاخر ايستاده بودند . وقتى درى افندى توسط اعتماد الدوله نامهء حسن پاشا ، فرمان رواى بغداد ، را تقديم داشت ، شاه از صفات پاشا تمجيد فراوان كرد و گفت وى مرد و همسايهء نجيبى است و با ايرانيانى كه به زيارت مرقد على ( ع ) در نجف مىروند مهربانى مىكند . « 2 » درى افندى وقتى براى بار دوم به حضور شاه رسيد ، چشمش به هشتاد و چهار نفر ژنده‌پوش افتاد و دريافت كه هر كدام از آنها نمايندهء يكى از طوايف داغستان است . شاه چون از كنج كاوى او خبر شد ، بعدا به وى گفت : « اشخاصى كه ديديد رعاياى من‌اند و آن قدر فقيرند كه شاه عباس دوم ، يكى از اجداد من ، از ديدن فقر و فاقهء آنها به رقت درآمد و فرمود كه براى هر طايفه‌اى مقررى ساليانه منظور دارند . آنها هر سال براى اظهار اطاعت پيش من مىآيند و من با پرداخت مبلغى به درد دل آنها مىرسم . » « 3 » درى افندى بعدا مطلع شد كه شاه تمام حقايق را به وى نگفته است ، زيرا حقوقى كه به داغستانىها پرداخت مىشد براى آن بوده است كه آنها را از غارت دهكده‌هاى ايران و اسير كردن كشاورزان باز دارد . مع‌الوصف لزگىها به قتل و غارت ادامه دادند ، زيرا در اثر نادرستى مأموران
هامش
( 1 ) . براى متن اين عهدنامه -Noradounghian , Recueil d'Actes Intemationaux de I'Empire Ottoman ( Paris , 1897 ) , vo 1 . 1 , p . 226 .( 2 ) .Relation de Dourry Efendi , pp . 5 - 18. ترجمهء فرانسوىRelation، اثر درى افندى توسط دوفين( de Fienne )در قسطنطنيه در سال 1745 به پايان رسيد و قبل از آن كه در سال 1810 چاپ شود ، لانگلس( Langles )حواشى و تعليقاتى بر آن نوشت . ( 3 ) . همان كتاب ، صفحات 32 - 34 .