اميد دست يافتن بر اين ثروت نيز عدهء زيادى را تحريض كرد كه در عزل او بكوشند .
محمد حسين ملاباشى و رحيمخان حكيمباشى كه سر دستهء توطئه كنندگان عليه فتحعلى خان بودند نقشهاى را كه براى عزل دشمن خود كشيدند با مهارت اجرا كردند . در شب هفتم صفر 1133 ( 8 دسامبر 1720 ) محمد حسين و رحيمخان دست به عمل بىسابقهاى زدند ، يعنى وارد قصرى شدند كه شاه در آن خفته بود و پس از بيدار كردن شاه ، به او گفتند كه فتحعليخان براى تصرف تاج و تخت توطئه چيده است و جانش در خطر است و سپس كاغذى را كه ادعا مىكردند به مهر فتحعليخان است نشان دادند . در اين نامه كه به يكى از رؤساى كرد ( كه مثل اعتماد الدوله سنى بود ) نوشته شده بود ، نويسنده تقاضا مىكرد كه هزار سوار كرد براى انجام دادن كودتا فرستاده شود . « 1 » توطئه كنندگان سپس اظهار داشتند كه لطفعليخان نيز در اين قضيه دست دارد و مىخواهد با سپاهيان خود از فارس به پاى تخت حمله كند و تمام اعضاى خاندان سلطنتى را به قتل برساند .
شاه ساده لوح ، اتهامات عليه اعتماد الدوله را باور كرد و بعد از بحث در شورى ، به محمد قليخان شاملو قورچى باشى ( كه وى نيز در توطئه دست داشت ) فرمان داد كه بىدرنگ به خانهء فتحعليخان برود و سرش را از تن جدا كند . محمد قليخان نيز به خانهء او رفت ، ولى به جاى اين كه امر شاه را اجرا كند ، او را به اتهام خيانت و نيز همكارى با لزگىها « 2 » و طرف دارى از آنها و ساير سنىهاى كشور خود بازداشت كرد . اتهام ديگر عليه او اين بود كه در آزاد كردن ميرويس سهيم بوده است .
به اين ترتيب توطئه كنندگان دشمن بزرگ خود را گرفتار كردند ، ولى او را نكشتند بلكه از نعمت بينايى محروم ساختند . محرك آنها در اين عمل رحم و شفقت نبود ( زيرا اصلا چنين صفاتى نداشتند ) بلكه مىخواستند او را شكنجه دهند تا محل اختفاى ثروت بىكران خود را نشان دهد و اين كار را هم كردند . « 3 »
هامش
اوراقb258 وb261 . شايد اين موضوع به نظر اغراقآميز بيايد ، ولى بايد در نظر داشت كه شاه سلطان حسين شخص مسرفى بود و مبالغ گزافى صرف حرمسرا و قصور و باغهاى خود ، مخصوصا فرح آباد ، مىكرد .
( 1 ) . نظر به اين كه چندى قبل از اين حادثه كردها سر به شورش برداشته بودند ، اين اتهامات به نظر درست مىآيد .
( 2 ) . لزگىهاى شيروان در حدود دوازده ماه قبل از اين دست به قتل و غارت زده بودند .
( 3 ) . در منابع مختلف شرحهاى مشابهى دربارهء سرنوشت فتح عليخان داغستانى نوشته شده است ولى در آنها اختلافات جزئى وجود دارد . - كلراك ، جلد اول ، صفحات 162 - 166 ؛ دو سرسو ، صفحات 152 - 156 ؛ زبدة التواريخ ، اوراقb205 وa206 ؛ و همچنين گزارش دو گاردان تحت عنوان« Nouvelle de Perse »مورخ 2 ژانويه 1721 ، بايگانى وزارت امور خارجه فرانسه ، جلد ششم اوراقb11 تاb13 . ( در مدرك اخير نوشته شده