وقتى خبر توطئه عليه شاه و نتيجهء آن افشا شد ، مردم به سلامتى پادشاه جشن گرفتند و تمام شهر را چراغانى كردند و شكر خدا را به جا آوردند .
اقدام بعدى اين بود كه فرمانى براى توقيف فورى لطفعلى خان از شاه گرفتند و اموال او و عمويش را مصادره كردند . ولى چون لطفعلى خان در شيراز بود ظاهرا نمىتوانستند او را در آنجا بازداشت كنند ، ناچار به بهانهء مشورت او را به تهران فراخواندند . وى نيز كه از سرنوشت عموى خود آگاهى نداشت ظنين نشد و به سوى اين شهر حركت كرد . پادرى ، كنسول فرانسه در شيراز ، كه از اصفهان عازم محل خدمت خود بود ، با لطفعلى خان در ضمن راه ملاقات كرد . « 1 » روز ديگر فرماندهء تيرهبخت در يزد خواست بازداشت و به اصفهان فرستاده شد و قبل از آن كه به شهر برسد ، لباس زنانه بر او پوشاندند و او را وارونه سوار گاو مادهاى كردند . سپس اراذل و اوباش اصفهان با تمسخر و استهزا از او استقبال كردند و بعد از اين ورود ننگين و شرمآور ، او را به زندان فرستادند . « 2 » دشمنان نخواستند چشمان او را بيرون آرند بلكه فقط وى را از مقامش عزل كردند .
علت آن بود كه شاه در حقيقى بودن توطئه ظنين شده بود . پس از اين جريانات ، از فتحعليخان مطالبى دربارهء عملياتش پرسيدند و او به خوبى از خود دفاع كرد ، در مورد نامهاى كه مىگفتند به يكى از رؤساى كردها نوشته است ، فتحعليخان اظهار داشت كه آن نامه كاملا جعلى است و گفت اگر آن را نوشته بود ، چگونه ممكن بود كه در همان شب به دست آن شخص برسد و او نيز قواى خود را جمع كند و آن همه راه را از كردستان به منظور اجراى كودتا بپيمايد ؟ « 3 »
ترديدى نيست كه اتهامات فوق ساختگى بود و فتحعليخان مرتكب خيانتى نشده در شورش اخير لزگىها تحريكى نكرده بود .
عمل توطئه كنندگان در كور كردن تنها وزير كاردان مملكت و محبوس ساختن فرمان دهء تنها قشون قوى كشور در موقع خطر شبيه قتل استيليكو « 4 » به دست امپراتور هنوريوس در سال 408
هامش
است كه اتهامات عليه فتحعليخان داغستانى درست بوده است ، ولى ما ترديدى نداريم كه اين اتهامات جعلى بوده است .
( 1 ) . -Compte au Roi par le Chevalier Padery، در بايگانى وزارت امور خارجه فرانسه ، جلد ششم ، ورقa406 .
( 2 ) . مجمع التواريخ ، ص 50 پس از آن كه محمد تقى خان شيرازى كه عليه نادر طغيان كرده بود گرفتار شد ، با او به همان طريق رفتار كردند . در عالم آراى نادرى ، تأليف محمد كاظم ، تصويرى از استقبال دروغين كه از محمد تقى و همراهانش هنگام ورود به اصفهان ( 1744 ) به عمل آمد ديده مىشود . اين تصوير در مقابل صفحهء 242 كتاب نادرشاه ، تأليف مترجم ، موجود است .
( 3 ) . -Krusinsky , p . 161. نويسندهء مذكور در صفحات 160 - 164 عين كلماتى را كه به قول او فتحعليخان در اين مورد بر زبان رانده بود نقل كرده است .
( 4 ) .Stilicho