احمد خان ، رئيس طوايف قيتاق و قراقيتاق كه مرد زيرك و بىوجدانى بود و همچنين چلاق سرخاى خان ، رئيس جاه طلب و جنگ جوى طايفهء غازى قموق ، و يكى ديگر از رهبران لزگى به نام ابراهيم سلطان به شورشيان ملحق شدند ، و بعد از جمع قوا شماخى ، پاىتخت شيروان ، را در پانزدهم اوت 1721 محاصره كردند .
در نهم سپتامبر ، بعد از بيست و پنج روز محاصره شدن ، نمايندگان سنىهاى مقيم اين شهر كه تعدادشان از شيعيان به مراتب زيادتر بود ، دروازههاى شهر را به روى لزگىها گشودند . سربازان به داخل شهر ريختند و با شمشيرهاى كشيده فرياد برآوردند و سپس به قتل عام پرداختند ؛ و قريب چهار تا پنج هزار نفر شيعى را از دم تيغ گذراندند و حسين خان و فرزندش را شكنجه دادند تا محل اختفاى ثروتى را كه فكر مىكردند پنهان كرده بودند نشان دهند . آنگاه هر دو را به قتل رساندند و جسدشان را پيش سگان انداختند .
اگر چه رهبران شورشى قول داده بودند كه به بازرگانان روسى و اروپايى آسيبى نرسانند و ليكن نتوانستند در كار سربازان نظارت كنند . شورشيان وارد كليساى يسوعىها شدند و در جست و جوى زينت آلات روى محراب بر آمدند ، و ليكن مبلغان مسيحى آنها را پنهان كرده بودند .
سپس لزگىها به خانههاى كشيشها و دكانهاى بازرگانان روسى در آمدند ، و اگر چه با خود اين اشخاص كارى نداشتند و ليكن هر چه يافتند غارت كردند . يكى از بازرگانان روسى به نام يوراينوف « 1 » كه امتعهء او به بهاى 000 / 170 روبل غارت شده بود به كلى ورشكست شد . به طور كلى روسها متحمل خسارتى بالغ بر نيم ميليون روبل شدند . « 2 »
هامش
( 1 ) .Yevreinov( 2 ) . مآخذ عمده راجع به تصرف و غارت شماخى در 1721 ، نوشتهء يك مبلغ ژزوئيت ( يسوعى ) به نام لويى باشو( Louis Bachoud )است كه در آن ايام در اين شهر بود . شرحى كه راجع به اين واقعه مىنويسد در نامهاى است درLettres Edifiantes et Curieuses , vo 1 . 4 , pp . 113 - 24؛ همچنين - ترجمهاى كهBrossetاز رسالهء جلاليانتس( Jalaliantz )به نام« Histoire d'Agovanie »درCollection d'Historiens Armeniensآورده است .
جزئيات در خصوص خسارات بازرگانان روسى از كتاب سولويف ، جلد هجدهم ، ص 37 ، اقتباس شده است . در اعلاميهاى كه پطر كبير قبل از حمله به ايران انتشار داد ، خسارات بازرگانان مذكور به چهار ميليون روبل بر آورده شد ؛ ولى اين مبلغ اغراق آميز بود . در منابع ديگر ذكر شده است كه 300 بازرگان روسى در اين حادثه به هلاكت رسيدند ، ولى از نوشتههاى باشو و سولويف چنين بر مىآيد كه يك نفر روسى نيز از بين نرفت . تاريخ اين واقعه در كتاب بوتكوف ( جلد اول ، ص 4 ) و ساير كتب 1712 ذكر شده است ولى صحيح آن 1721 است . اگر در سال 1712 چنين حادثهء مهمى روى داده بود ، باور نكردنى است كه روسيه اقدامى نكرده يا ولينسكى ويل ضمن اقامت در شماخى آن را متذكر نشده باشند . گذشته از اين ، اتين پادرى در گزارشى كه به پاريس فرستاده ، ( بايگانى وزارت امور خارجه ، جلد ششم ، ورقb118 ) ، سال 1721 را ذكر كرده است . سويمونف در« Tage - Buch »ص 246 ، اين تاريخ را تأييد كرده است ، ولى عجب اينجاست كه در ص 186 همان كتاب و همچنين در كتاب خودetcوOtorgahk، ص 37 ، سال 1712 را ذكر كرده است . پس جاى تعجب نيست كه بوتكوف و بار تولد و ديگران در نتيجهء اين اشتباه گم راه شده باشند . شايد اين اشتباه از آنجا ناشى شده باشد كه