اين مورد نيز دو شخص مذكور خطرى احساس كردند . بنابراين ، به شاه چنين وانمود كردند كه اگر وختانگ لزگىها را تار و مار كند ، موقعيت خوبى به دست خواهد آورد و ممكن است با كمك روسيه هر وقت مايل است به ايران بتازد . همچنين از شاه تقاضا كردند با لزگىها كنار بيايد تا وختانگ سپاهش را مرخص و به تفليس مراجعت كند . شاه مطابق معمول فريب خورد و به وختانگ فرمان داد كه دست از محاربه باز دارد و به پاى تخت خود برگردد .
وختانگ هنگامى اين خبر را دريافت داشت كه مىخواست به لزگىها حمله كند و طبعا از شنيدن آن در موقعى كه امكان پيروزى مىرفت بسيار خشمگين شد ، ولى جرئت نكرد سر از امر شاه بپيچد ، زيرا مىترسيد دشمنانش در دربار نظريهء حاميان او را تغيير دهند و در نتيجه به سرنوشت عموى خود ، گرگين خان ، دچار شود . سپس فرستادهء شاه را به حضور خواند و به او گفت به شاه عرض كند كه مطيع اوامرش خواهد بود ، ولى هرگز شمشير خود را براى دفاع از او بيرون نخواهد كشيد . « 1 »
در آن موقع وختانگ يا شخص ديگرى نمىدانست كه شاه به زودى از او كمك خواهد خواست و امتناع او چه ضربهء مهلكى بر پيكر سلسلهء صفويه خواهد زد . لزگىها طبعا از اين نجات غير منتظره از فنا و نابودى شادىها كردند ، ولى چون فتحعليخان داغستانى از منصب خود معزول شده بود ، از شاه سلطان حسين سپاس گزار نبودند .
قضيهء عزل فتحعليخان داغستانى از اين قرار است . بعد از آن كه شاه و درباريان در پاييز 1720 به تهران رسيدند ، وزرا طبق معمول سرگرم مباحثات و مجادلات و توطئه و دسيسه شدند . چون محمد محسن اين وضع را مشاهده كرده ، چنين نوشت كه به حكم خداوند ، اجل كشور فرا رسيده است . « 2 » اگر چه وزرا در انتخاب سياست ثابت و مشتركى با هم اختلاف داشتند ، در دشمنى با فتحعليخان و برانداختن او هم داستان بودند و مىترسيدند كه اگر لطفعلى خان بر افغانها پيروز شود ، قدرت او و عمويش رو به فزونى نهد ، بنابراين ، بىآنكه بدانند كه كشور را در معرض خطر قرار مىدهند ، تصميم گرفتند هر دو را نابود كنند . خلاصه دريافتند كه اول بايد مانع بزرگتر ، يعنى فتحعليخان ، را از پيش بردارند .
معروف است كه مردم در اين وقت فتحعليخان را توانگرترين مرد كشور مىدانستند و مىگفتند كه در طى پنج سال صدارت خود هفت بار بيشتر از پادشاه ثروت گرد آورده است . « 3 »
هامش
( 1 ) .Krusinski , pp . 180 - 4 ; Brosset , Histoire de la Georgie , vo 1 . 11 , part 1 , p . 577 ; Sekhnia Chkheidze , Chronique , p . 35 .. ( 2 ) . زبدة التواريخ ، ورقa205 .
( 3 ) . - گزارش پادرى از شماخى ، مورخ 5 ژانويه 1720 ، در بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد پنجم ،