تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
در اينجا لازم است از حوادثى كه در شمال و شمال غربى كشور روى داد سخن به ميان آوريم . در سال 1719 لزگىها باز از جنوب داغستان به شيروان حمله بردند و مطابق معمول لزگىهاى جار و تله در درهء قانق « 1 » سر به شورش برداشتند . اين دو گروه چند دهكده را ويران كردند و قسمت عمدهء آن قسمت را به باد غارت دادند . حسنعلىخان حاكم شيروان با جمعى به مقابلهء لزگىها شتافت ، ولى سخت شكست خورد و با عدهء زيادى از سربازانش به خاك هلاك افتاد . « 2 » سپس لزگىها به گرجستان تاختند و قسمت اعظم آن را ويران كردند و اين عمل باعث خشم شخص مقتدرترى از حسنعلى خان تيره روز شد . اين مرد وختانگ ششم بود ، و چون راضى شده بود كه اسلام آورد ، شاه در سال 1719 دوباره او را به جاى برادرش بكر ، پادشاه كارتيل و والى گرجستان كرد . « 3 » وختانگ كه از قتل و غارت لزگىها خشمگين شده بود ، در تابستان 1720 شصت هزار نفر گرجى به منظور حمله بر آنها فراهم آورد تا در زمستان آنها را نابود كند ، زيرا سرماى شديد و برف فراوان در دره‌هاى جبال مرتفع ، طوايف لزگى را مجبور مىكرد كه به ناحيهء معتدل‌ترى در درهء قانق فرود آيند . وختانگ به خوبى مىدانست كه حمله به اين كوه نشينان در نواحى صعب العبور در فصل تابستان بسيار سخت خواهد بود ( نادرشاه و بعدا روس‌ها در نتيجهء ديدن زيان فراوان متوجه شدند كه لشكركشى در اين نواحى تا چه اندازه دشوار و پر خرج خواهد بود . ) وقتى اين خبر به دربار ايران رسيد ، ملا باشى و حكيم باشى مشاوران بدخواه پادشاه ترسيدند اگر وختانگ با سپاه نيرومند خود لزگىها را نابود كند ، از ناحيهء او سرانجام خطرى متوجه آنها شود ، زيرا در اين وقت در برانداختن فتحعليخان داغستانى ، اعتماد الدوله ، هم داستان شده بودند ، و چون رستم خان قوللر آقاسى ، برادر ناتنى وختانگ « 4 » ، با يكى از دخترانش ازدواج كرده بود ، در
هامش
( 1 ) . اين دو گروه لزگى در درهء قانق ، ميان رودخانه‌اى به همين اسم ، و سلسله جبال قفقاز و در حدود صد ميلى شرق تفليس اقامت داشتند . اين ناحيه حاصل‌خيز است و آب فراوان در آن يافت مىشود . براى شرح ناحيهء جار در اين عهد - نوشتهء گاربر تحت عنوان« Nachrichten etc »، درMuller , Sammhung Russicher Geschichte , vo . IV , pp . 66 - 8( 2 ) . تاريخ نادرى ، ص 6 . همچنين - گزارش اتين پادرى كه قرار بود كنسول فرانسه در شيراز شود . وى اين گزارش را از شماخى به پاريس فرستاد ( 5 ژانويه 1720 ) . پادرى كه به محل مأموريت خود در شيراز مىرفت ، مجبور شد به علت ناامنى آن شهر چند ماه در شماخى اقامت كند و در اكتبر 1720 به قزوين رسيد . - بايگانى وزارت امور خارجه ، جلد پنجم ، ورقb258 . ( 3 ) . چنان كه در فصل نهم نوشته‌ايم ، وختانگ هم تخت و تاج كارتيل و هم مقام والى گرجستان را در سال 1714 از دست داد ، زيرا حاضر نشده بود اسلام بياورد . برادر او ، يزه( Yese )به جانشينى او برگزيده شده بود ، ولى اين شخص نيز در سال 1716 معزول گرديد و فرزند وختانگ ، به نام بكر ، جاى او را گرفت . ( 4 ) . مادر رستم يكى از معشوقه‌هاى لئون بود .