تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
فرمان‌بردارى كرد ، « 1 » و گفت جنگ او عليه اسد الله فقط به خاطر وفادارى نسبت به ايران بوده است . شاه ساده لوح نيز مطابق معمول فريب خورد و خلعتى براى محمود فرستاد و او را با لقب حسين قليخان به حكومت قندهار منصوب كرد . « 2 » در اين ضمن ابدالىها كه به استقلال نايل آمده بودند با يك ديگر به جنگ و ستيز پرداختند و اين حال تا چندين سال ادامه يافت . عبد الله خان سدوزايى ، پدر اسد الله مذكور ، مورد حمله واقع شد و به دست يكى از خويشانش به نام محمد زمان خان سدوزايى به قتل رسيد . ولى محمدخان افغان ، يكى ديگر از اعضاى خانوادهء سدوزايى كه مثل عبد الله از ملتان آمده بود ، جاى او را گرفت . محمد خان چنان به مردم ظلم و اجحاف روا داشت كه مردان قبيله قيام كردند و او را از مقامش برانداختند و پسر بزرگ محمد زمان خان ، بنام ذوالفقار ، را رئيس قبيله كردند . « 3 » اما رحمن خان پسر ديگر عبد الله خان كه در سال 1137 هجرى ( 1725 - 1726 ) به قصد انتقام خون پدر از ملتان آمده بود عليه او شورش كرد . مردان قبيله كه اين جنگ‌ها را باعث تضعيف موقعيت خود مىدانستند ، ذوالفقار را به باخزر و رقيب او را به فراه تبعيد كردند . سرانجام الله يار خان برادر محمد خان افغان رياست قبيله را به عهده گرفت . ولى ذوالفقار كه از باخزر گريخته بود به مخالفت با او برخاست . اين بار نيز ابدالىها الله يارخان را به مرو چاق و ذوالفقار را به فراه تبعيد كردند . « 4 » دولت ايران از اين اختلافات براى سركوبى ابدالىها استفاده نكرد و فرصت چنين كارى نيز ديگر به دستش نيامد . كشمكش‌ها و رقابت‌هاى ابدالىها با يك ديگر مسلما در سرنوشت ايران مؤثر واقع شد ؛ زيرا محمود ، رهبر جوان غلجايىها ، دريافت كه از طرف هرات خطرى متوجه او نخواهد شد . تا سال 1716 و 1717 غلجايىها و ابدالىها موفق شدند خود را از زير سلطهء ايران رهايى بخشند ، ولى دليلى در دست نداريم كه نشان دهد يكى از اين دو قبيله منظور ديگرى غير از استقلال خود داشت . فكر ايجاد يك ملت واحد و مستقل افغانى تا سى سال بعد به خاطر كسى نرسيد . تا اين كه احمد خان ، برادر ذوالفقار ، تصميم گرفت چنين فكرى را جامهء عمل بپوشاند .
هامش
( 1 ) . ميرزا مهدى مىنويسد ( تاريخ نادرى ، ص 5 ) كه محمود به قزوين ( كه در آن وقت محل اقامت شاه بود ) رفت ، ولى اين موضوع به نظر درست نمىآيد . ظرفاى قزوين ماده تاريخ ذيل را به مناسبت غلبهء محمود بر اسد الله ساختند : « اسد را سگ شاه ايران دريد » ، كه به حروف ابجد مىشود 1132 ( مطابق با 1719 - 1720 ميلادى ) ، - مجمع التواريخ ، ص 53 . ( 2 ) . زبدة التواريخ ، ورقa205 . ( 3 ) . برادر كوچك‌تر ذوالفقار ، احمدخان نام داشت ، همان كسى كه بعدها به احمد شاه درانى ملقب شد . ( 4 ) . اين جزئيات از كتاب تحقيق و تعداد اقوام و فرقه‌هاى افاغنه ، اوراقa7 -b6 ، گرفته شده است . همچنين - كتاب محمد حسن خان : منتظم ناصرى ، ص 230 .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 90 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى