اگر چه كاملا احتمال مىرود كه پطر قصد داشته است يك معاهدهء تجارى مانند عهد نامهء فرانسه و ايران در 1708 با كشور اخير منعقد كند ، و ليكن از قسمت آخر دستورهاى او به ولينسكى چنين بر مىآيد كه مقاصد بزرگترى در سر مىپرورانده است .
خوش بختانه جراحى بنام جان بل انتر مونايى كه همراه ولينسكى بود تمام جزئيات مأموريت او را نوشته است . « 1 » هيئت اعزامى در بيست و نهم ژوئيهء 1715 از سنپترزبورگ عزيمت كرد ، ولى به دشوارى پيش رفت و تقريبا يك سال طول كشيد كه به حاجى طرخان رسيد . سپس از اين شهر در 16 اوت 1716 حركت كرد ولى به علت نوزيدن باد موافق در 9 سپتامبر به نياز آباد « 2 » رسيد و يك ماه بعد به شماخى ، پاىتخت شيروان ، « 3 » وارد شد ؛ و در نتيجهء اختلاف سفير با حاكم دربارهء مقدار پولى كه ولينسكى مىبايستى بگيرد يك ماه در اين شهر توقف كرد . پس از حركت از شماخى در اواسط دسامبر ، هيئت اعزامى از طريق تبريز ، ميانه ، زنجان ، قم ( در اينجا به سفير اجازه داده شد مرقد حضرت معصومه ، عليها السلام ، را زيارت كند ) ، كاشان و نطنز در تاريخ بيست و پنجم مارس 1717 به اصفهان رسيد .
دولت ايران از ولينسكى و همراهانش به خوبى پذيرايى كرد و آنها را با شكوه و جلال تمام در يكى از قصور شاهى جاى داد . در آغاز ، مذاكرات به خوبى پيش رفت ، ولى وقتى كه وزراى ايران دريافتند كه هيئتى از روسها به رياست شاهزاده الكساندر بكوويچ چركاسكى « 4 » در ساحل
هامش
( 1 ) .Travels from st Petersburg in Russia to Diverse parts of Asia , vo 1 , 1 , pp . 1 - 129( 2 ) . روسها اين اسم را چنين تلفظ مىكنند :Nisovayaيا. Nisovoiاين لنگرگاه طبيعى در چهل ميلى شمال شرقى شماخى واقع است . - سفرنامهء دوبروين( de Bruyn )، جلد دوم ، ص 164 ، و لوحههاى 240 و 241 .
( 3 ) . بل( Bell )در همان كتاب ، ص 56 ، مىنويسد كه شماخى « در سراشيبى تپهاى به طرف جنوب واقع است و سپس بالا مىرود و شكل آمفى تئاتر را پيدا مىكند . اين محل وسيع است ، ولى منازل آن خوب ساخته نشده است ، ( به استثناى خانههاى اشخاصى نظير حاكم ، قضات عمده و چند تاجر ) . كوچهها باريك و نامنظم است .
اكثر ساكنان شهر ايرانى هستند ولى عدهء زيادى گرجى و ارمنى نيز در اينجا اقامت دارند . زبان عوام تركى است ولى خواص به فارسى تكلم مىكنند . هواى اين شهر از هواى ساير نقاط مجاور درياى خزر سالمتر است . » بل مىبايستى همچنين نوشته باشد كه چهار پنجم جمعيت آنجا سنى بودند ، ولى شايد او از اختلاف سنى و شيعى اطلاع نداشت . براى ديدن منظرهاى از شهر در اوايل قرن هيجدهم ، - لوحهء 38 در جلد 1 ، سفرنامهء دوبروين .
( 4 ) .Bekovich Cherkassky، پطر كبير در اعزام بكوويچ دو مقصود داشت . اول آن كه سالها در اين خيال بود كه از طريق درياى خزر راهى از روسيه به هندوستان و از آنجا از طريق خشكى يا از ايران يا خيوه و بخارا بيابد . وى گزارش مدوديف( Medvediev )را خوانده بود و در سال 1716 گزارشهاى سميون مالينكى( Malinki )و آندره سمنوف را كه از اقامت طولانى در هندوستان بازگشته بودند مطالعه كرده بود . دوم آن كه از يك نفر تركمن به نام حاجى نفس شنيده بود كه در شنهاى رودخانهء جيحون طلا وجود دارد . بكوويچ كه در نتيجهء ساختن قلاع نظامى در سواحل درياى خزر باعث اضطراب خان خيوه و همچنين ايرانىها شده بود ، به مخالفت خان برخورد ولى قواى او را در خارج خيوه شكست داد . خان ناچار گردن نهاد و بكوويچ فريب خان را خورد و در اثر پيشنهاد او سربازان خود را در شهر پراكنده ساخت . تقريبا تمام قواى او به قتل رسيدند و خودش را زنده زنده پوست كندند .