طرف آن ساحل رودخانه و در طرف ديگر صخرهها قرار داشتند و از اين راه بود كه به خرابههاى پل باشكوه كشكان رسيديم . رودخانه كشكان در اين محل بطور قابل ملاحظه از آن قسمت كه در دشت جريان دارد كمعرضتر مىشود ولى عمق آن زياد و جريان آب سريعتر مىباشد . اين رود در اين قسمت بوسيله دو صخره كه پيش آمدهاند احاطه شده است . پلى كه بر روى رودخانه قرار دارد پل كرو دختر ناميده مىشود كه داستانهاى متعددى دربارهء آن نقل مىكنند . گمان ميرود اين پل بدستور شاپور پسر اردشير بابكان يا اردشير مؤسس سلسله ساسانى ساخته شده باشد .
با وجود استحكام ساختمان ، جريان سريع آب قسمت زيادى از آن را با خود برده است . با اينحال هنوز هم باقيماندههاى آن گواه بر اين است كه به هنگام آبادى ، ساختمان باشكوهى بوده است . حتى خرابههاى دو پلى كه بر رودخانه كردستان در نزديكى ارجان 23 قرار دارند و من در ابتداى اين يادداشتها از آنها نام بردهام ، و ابن - بطوطه آنها را جزء عجايب دنيا ميداند ، به سختى مىتوانند با پايه - هائيكه از پل شاپور بجا مانده است رقابت كنند . من از اينكه به علت كمبود وقت نتوانستم نقشه اين پل و مناظر بديع اطراف آن را بكشم متأسفم ، به ويژه آنكه هنگاميكه در شرق مسافرت ميكنم تكرار اين گونه فرصتها كمتر رخ ميدهد . هميشه پيشآمدهائى بر خلاف ميل رخ ميدهد كه يا مانع پيشرفت مىشود و يا ما را مجبور به پيشرفت مىكند . در حال حاضر مطمئن نبودم كه قبل از تاريكى به هيچ اردوگاهى از ايليات برسم ، و به من گفته شده بود در اين ناحيه از لرستان كه هرجومرج برقرار است ، در شب مسافرت نكنم .
ساعت چهار و نيم به طرف شمال - شمال غربى به حركت خود ادامه داديم و از يك سربالائى به آسانى بالا رفتيم و ساعت پنج بعد از ظهر به اردوگاه بنى يوسفوند از طايفه سلسله وارد شديم .
چادرهاى آنان كه مانند پروانه در دامنه كوه پراكنده شده بود با جنگلهائى از بلوط احاطه ميشد .
نزاع بين غلام من و يكى از ريشسفيدان يوسفوند كه در چادر او اقامت داشتم مرا وادار كرد كه اردوگاه را ترك كنم و به مسافرت
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 152
مساهمون: سيسيل جان ادموندز
ص١٥٢