پيشآمد را به خوبى به ياد ميآورد ، زيرا شاهد عينى قتل آنها بوده است . آنگاه افزود كلب على خان كه اين عمل بدست او صورت گرفت بر ضد حكومت شاه ياغى بود .
از گفتگو با لرهائى كه بتازگى با من دوست شدهاند دريافتم كه رودبار و آثار باستانى آن در هفت و يا هشت فرسنگى غرب محل كنونى قرار دارد و اكنون
Ruari Lialor
ناميده مىشود .
در كنار چادر ما ، چهارچوبى قرار داشت و سه زن ايلياتى پهلو به پهلو نشسته و به بافتن قالى بسيار زيبائى با نخهاى رنگارنگ و نقشههاى جالب مشغول بودند . من نمونه اين نوع قاليبافى راحتى با مهارت بيشتر در ميان زنان تركمن در مشرق درياى خزر ديدهام .
هيجدهم فوريه
ساعت شش و نيم دوستان حسنوند خود را پشت سر گذاشته و در امتداد ساحل رود كشكان به جهت شمال - شمال غربى به راه افتاديم تا اينكه به كوه پرويز رسيديم . از آنجا جاده ديگرى به طرف شمال كشيده ميشد كه بوسيله تنگ تولىكش
Tuli - Kesh
تا ماديان رود پيش ميرفت .
در ادامه سفر ، ساعت هفت و نيم به محلى كه جاده شمال - شمال غربى پيچ مىخورد رسيديم . اين محل در نزديكى تقاطع جاده جايدر كه در امتداد ساحل چپ رود كشكان كشيده شده است قرار دارد . قسمت بالاى مسير رود كشكان ، بعد از اينكه از سمت راست نهر كوچكى به آن مىپيوندد در ميان كوهها از نظر ناپديد مىشود و آنگاه جاده از شمال - شمال غربى به طرف شمال غربى پيچ مىخورد .
ساعت هشت و چهل و پنج دقيقه بوسيله يك راه پرپيچ و خم از كوه دشوارى بالا رفتم و نيمساعت بعد بر قله آن كه از درختان بلوط پوشيده شده بود رسيديم . هواى اين ناحيه بطور قابل ملاحظهاى از هواى جلگهاى كه در پائين قرار داشت سردتر بود .
ساعت ده از « جلگه » يا دشت بياله
Biala
كه نهرى در وسط آن جريان دارد گذشته و به طرف چپ حركت كرديم . همچنانكه پيش ميرفتم كوههاى وزنوار
Vezenior
در سمت چپ و ارتفاعات پربرف