بامدادى اميدبخش بود و ما با روحيهاى شاد ساعت شش و نيم مسافرت خود را آغاز كرديم . مسير ما ابتدا شمال - شمال غربى بود و از بستر رود « تال آب » در نزديكى تنگ ليلان ( للم ) محل طايفه بابا يوسفى عبور كرديم . راهنمايم لباسهايش را از تن درآورد و براى پيدا كردن محل مناسبى كه بتوانيم از آب عبور كنيم وارد رودخانه شد . تمام شب باران باريده بود . گرچه عمق « تال آب » به اندازه آب زال نبود ولى جريان آن به همان اندازه سريع بود .
هنگاميكه راهنمايم ميخواست از ما جدا شود سكهاى اضافى به او دادم . البته نه به خاطر خود او ، زيرا كار زياد مهمى برايمان انجام نداده بود ، بلكه در آن موقع به مادر سالخوردهاش فكر ميكردم و ميدانستم مسلما از اين كار خوشحال خواهد شد و احساس خواهد كرد كه فرزندش شايسته قدردانى بوده است . در سمت چپ ، كوه كبير ( كبير كوه ) قرار داشت و اين كوه داراى گذرى است كه تنگ ماژين
Mojin
ناميده مىشود و به طرف صيمره 14 پيش ميرود .
ضمن گذشتن از
Mulk - Kuresan
و دره
Taie - Kelo
ساعت هشت و ربع از رودخانه ديگرى عبور نموديم . اين رودخانه از تنگ فنى سرچشمه ميگيرد و به طرف غرب و شمال غربى جريان مييابد . كوه ما بين تنگ ليلان ( للم ) و تنگ فنى ، كوه پسيارى ناميده مىشود . در سمت چپ اين جاده در دامنه كبير كوه امامزاده صالح قرار دارد .
ساعت نه و ربع از گرى جايدر و درياچه كوچكى 15 كه بين كوهها در يك نقطه خيالانگيز قرار گرفته بود گذشتيم ، تصوير چادرهاى حسنوند در آب درياچه و گوسفندهائيكه در سراشيبى كوه و اطراف آن پراكنده شده بودند منظره دلپذيرى بوجود آورده بود .
ساعت ده و نيم از سربالائى نسبتا شديدى در سمت شمال بالا رفتيم و دره رود كرخه و كبير كوه را كه قله آن پوشيده از برف بود پشت سر گذاشتيم . ساعت يازده به طرف دشت جايدر سرازير شديم . چشمانداز مناطقى كه در زير پاى ما قرار داشت واقعا تماشائى بود . مرغزار جايدر بوسيله رود كشكان كه از وسط كوهها ميگذرد آبيارى مىشود . اين مرغزار مانند مخمل سبز زير پاى ما را فرش كرده بود . در حالى كه در پيش ما ديوارى از سه رشته كوه با انشعابات بيشمار به طرف شمال پيش ميرفت ، كه اولى