تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
كوههاى دليج 16 ، دومى كوه پروپريز 17 و سومى « سفيد كوه » كه جزء رشته كوههاى الوند محسوب مىشود قرار گرفته بود . در اينجا يك جاده مستقيما در مسير شمال - شمال شرقى از ميان كوههاى چول هول 18 عبور نموده به منطقه « آب سرد » ميرسد . اين محل متعلق به چند خانوار جودكى است كه در قلعه نصير خان بسر مىبرند . ساعت يازده و چهل و پنج دقيقه از خرابه‌هائى عبور نموديم كه گفته ميشد محل اوليه شهر « جايدر » بوده است . ساعت دوازده از يك سراشيبى تند در امتداد ناحيه باطلاقى به طرف گرى خشكه 19 پائين آمديم . نيم ساعت بعد وارد مرغزار وسيع جايدر شديم كه در آن خرابه‌هائى در گوشه و كنار به چشم مىخورد ، همچنين در آنجا تعدادى چادر از طايفه حسنوند قرار داشت . تا به حال از مسيرى كه ماژور راولينسون از جايدر به قلعه رزه در راه خود از زهاب 20 به دزفول پيموده عبور كرده‌ام ، ولى از اينجا ببعد سرزمين ناشناخته‌اى آغاز ميشد كه باستثناى خرم‌آباد تا جائى كه آگاهى دارم مطلبى دربارهء آن نوشته نشده است . پس از نيم ساعت توقف ، ساعت يك بعدازظهر ، به راه خود ادامه داديم و نيمساعت بعد به رود كشكان رسيديم . در اينجا هم با مشكلات روز گذشته روبرو شديم . از دهكدهء مجاور ده مرد ورزيده براى خدمت و راهنمائى نزد ما آمدند . رود كشكان در محلى كه ما مجبور بعبور از آن بوديم به دو شاخه تقسيم ميشد ، كه قطعه زمين باريك و دراز يا بعبارت ديگر جزيره كم عرض دربرميگرفت . راهنمايان تازهء ما لباسهاى خود را درآوردند و با گفتن يا الله از مجراى اول عبور كردند و ما هم با اسب آنها را دنبال ميكرديم . ولى هنگام ورود به مجراى دوم كه پهن‌تر و گودتر بود ، اظهار داشتند كه عبور از آن غيرممكن است . راهنمايانى كه خود را بمخاطره انداخته بودند به زودى به عمق رودخانه رسيدند ، در حالى كه به هيچ چيزى دسترسى نداشتند ، و حتى پاى آنها هم به كف رودخانه نميرسيد و بسرعت به زير آب كشيده ميشدند . در حالى كه ديگران به سختى توانستند به طرف ديگر ساحل دسترسى پيدا كنند ، بالاخره آنها توانستند با پشتكار زياد راه عبورى كه آن هم بسيار عميق بود پيدا كنند . درنگ جايز نبود زيرا آب رودخانه مرتبا