تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
كبيركوه پشت سر نمايان بود . بعد از نيمساعت توقف ، به راه خود ادامه داديم و ساعت يازده و نيم به طرف اردوگاه حاجى ملا احمد كه در دشت وسيع ماديان‌رود در كوهدشت قرار داشت پائين آمديم و در حدود يكساعت بعد به آنجا رسيديم . حاجى ملا احمد با خوشروئى از من استقبال كرد . حاج احمد يكى از آشنايان قديمى بود و ما چند سال پيش در سواحل درياى خزر با هم ملاقات كرده بوديم . البته در بين ايرانيها نقائص اخلاقى وجود دارد ( و هيچ آدمىزادى نيست كه از آن مبرا باشد ، ولى در عين حال داراى صفات پسنديده‌اى هم هستند و از انصاف دور است كه آنها را بيان نكنم . بجز چند مورد استثنائى ، آنها هميشه با مهربانى و خوشروئى با من برخورد كرده‌اند . بعد از چند ساعت گفتگوى شيرين با حاجى ملا احمد ، به علت خستگى از مسافرت ، هرچند بيش از پنج فرسنگ راه را طى نكرده بودم ، به استراحت پرداختم . در ماديان‌رود دريافتم كه از آنجا تا خرابه‌هاى ساسانى شهر « رودبار » ، به حساب لرها ، ده يا دوازده فرسنگ در جهت جنوب غربى مىباشد .