و دو اسب يدك ( اسبان بدون سرنشين كه در جلوى شخصيتهاى برجسته كشيده ميشوند . براى مثال به مصراع شماره 4 آواز قدم خير رجوع كنيد ) حركت ميكرد و پشت سر ما تعداد زيادى سوار زير نظر يساولى 110 كه سردارى 111 سبز و بايراق زر ( اين يونيفورم منحصر به بروجرد است ) بر تن داشت در حركت بودند .
در بين راه به چند خرگوش برخورديم طبق معمول آنها را تعقيب كرديم بدون اينكه نتيجهاى عايد شود . در نزديكى شهر سواران گودرزى معاون حاكم به استقبال آمده بودند و براساس عقايد خرافاتى ايرانيان از دروازه جنوبى شهر وارد شديم .
گزارش جادهء كرمانشاه به خرمآباد ( ژانويه 1918 )
23 ژانويه
ساعت 11 صبح خرمآباد را ترك كردم . جاده اصلى از دامنه چگنى و پستيهاى سفيد كوه مىگذرد و در چند معبر تعداد كمى تفنگچى مىتوانند آن را بسته دردسر ايجاد كنند . به علت مخالفت يك شعبه از چگنىها مجبور شديم از راهى كه در جنوب رودخانهء امتداد مىيابد به سفر خود ادامه دهيم . اين جاده مالرو است براى عبور ماشين مناسب نيست . در اينجا اردوگاه زمستانى سگوندها عالى خانى ديده ميشد 112 . از ساحل شمالى واقع در شرق رودخانه دوره 113 گذشتيم و در حدود ساعت 30 / 6 به مال گل نظر چگنى كه در دامنه كوه كليلون 114 است رسيديم .
24 ژانويه
ساعت 11 حركت كرديم به رودخانه كشكان در محلى كه سادات حيات غيب بسر مىبرند رسيديم . از اين محل ببعد جاده در كنار رودخانه و به طرف جنوب غربى از تپه ماهور ميگذرد . در امتداد جاده درختان بلوط و مزارع پراكنده ديده مىشود . پس از چندى به طرف شمال برگشته و به مال كلانتر ابراهيم ( از طايفه شيراوند ) واقع در بر آفتاب گام 115 رسيديم . اين محل مربوط به