تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
نظر على خان است و ابراهيم آن را اجاره كرده است .

25 ژانويه

ساعت 9 صبح به راه افتاديم . عمق رودخانه كشكان در فاصله 200 يا رد پائين‌تر از پل باستانى به دو و نيم پا ميرسد . جاده پهنى را كه از منطقه سماق ميگذرد دنبال كرده و از رودخانه‌اى كه از آنجا ميگذرد گذشتيم . راه اصلى از گردنه چنار عبور مىكند ولى جاده غربى را كه از كوه گراز ميگذرد پيش گرفتيم . در سرازيرى كوه گراز جاده بسيار باريك ، پرشيب و پوشيده از برف بود ، بطوريكه در بعضى جاها ضخامت برف به سه اينچ ميرسيد . كوه‌هاى اين منطقه از دو رشته كوه تشكيل شده و رشته دومى داراى يك بريدگى است كه تنگ گراز ناميده مىشود . راهى كه از اين بريدگى ميگذرد بسيار باريك و در بعضى جاها گذر از آن دشوار است . رودخانه‌اى نيز از اين بريدگى عبور مىكند كه در زمان باستان آب‌بند محكمى بر آن بسته‌اند كه هم‌اكنون پوشيده از نىهاى بلند است . كوهدشت جلگه وسيع و مسطحى است كه بسيار كم‌آب و فاقد درخت است . تعدادى تپه كه احتمالا از آثار باستانى هستند جلب نظر مىكند . در اين دشت آهو فراوان است . چادرهاى ايل دلفان در سراسر دشت پراكنده‌اند و ما در مال ايتوندها ( شعبه‌اى از دلفان ) توقف كرديم .

26 ژانويه

در دهكده كوهدشت براى خريد شكر توقف كوتاهى داشتيم و سپس به مال ايتوندها در غرب كوهدشت رفتيم . قلعه اصلى كوه - دشت در سال 1915 بوسيله والى پشتكوه با خاك يكسان شد و قلعه جديد كه با آجر پخته محلى ساخته مىشود هنوز نيمه تمام است . يك نهر كوچك در پائين قلعه در جريان است .

27 ژانويه

ساعت 9 به راه افتاديم . هوا طوفانى است و ريزش برف به حدى