تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بودند 99 . برحسب معمول لوتيها با ساز و دهل جلب نظر ميكردند . دو نفر در ميان جمعيت بسوى من پريدند و پيش از آنكه آنها را تشخيص دهم ، صيد محمد و چراغ ركابم را گرفته زانويم را بوسيدند و التماس كردند يا آنها را بكشم و يا ببخشايم . در بين لرها اين كار تحقيرآميزترين نوع تسليم است و در چنين شرايطى صلاح در آن ديدم كه به اين امر آزاردهنده در انظار عمومى خاتمه داده و به آنها بگويم به شهر بروند بدون آنكه براى آنها مانعى باشد . جاده در انتهاى دامنه متبه 100 در محلى كه آب آن را پوشانده ميگذرد . در اين محل زنان بهاروند مشغول پر كردن مشك‌هاى آب بودند . پس از وارد شدن به جلگه كرگاه 101 تنها خصوصيات طبيعى چشمگير در اين منطقه رودخانه پهنى است كه كف آن پوشيده از سنگ است 102 . اين رودخانه هم‌اكنون خشك است زيرا آب آن در قسمت بالا بوسيله پاپىها براى آبيارى كشت‌زارها به مصرف ميرسد . يك راهرو باتلاقى باريك نيز به چشم مىخورد . اين راهرو گرچه باريك است ولى عبور از آن قدرى دشوار بود و ما ناگزير شديم در امتداد آن حركت كرده و در قسمت بالا از آن عبور كنيم . پس از سه ساعت به تنگ بهرام‌كش 103 يعنى در محلى كه جاده از روى رودخانه ميگذرد رسيديم و در اينجا چند دقيقه‌اى توقف كرديم . جاده به مدت يك ساعت ديگر در ميان كوه و تپه ميگذرد ، در بين راه مزارع پراكنده‌اى به چشم مىخورد . سرانجام به فلات كوچكى رسيديم و لوتيها در آنجا ما را تا چادر فاضل همراهى كردند . بعدازظهر را با بحث‌هاى جالب بخوشى سپرى كرديم . سپس به قله طاف صعود كرده به مشاهده پرداختم . شام هم مانند ناهار چندان مطبوع نبود . من به بندرت در بين اعراب و لرها با چنين پذيرائى روبرو شده‌ام . حتى نان بلوط هم يافت نميشد و نمك مورد استفاده قرمز رنگ و همچون خاك بود 104 پس از صرف شام خان‌ها و خان‌زاده‌ها همراه با لوتيها به چادر من دعوت شدند . برنامه رقص شروع شد و تعدادى از كد - خدايان در آن شركت كردند . . . شب تاريك بود و رقص در كنار آتش شعله‌ور خارق العاده بود . پس از آنكه بنظرم رسيد خسته