يكديگر دست برندارند به بازديد آنها نخواهم رفت . آنان نيز اختلافات خود را كنار گذاشته امروز از آنان ديدن كردم .
برحسب اتفاق از دزفول چند ليرهء عثمانى همراه داشتم . از زمانيكه آلمانىها با چمدانهاى پر از ليره به اين ناحيه آمدند لرها فكر ميكنند تمام مسافران اين چنين بايد باشند و ديدن يكى از اين ليرهها كافى است كه زندگى شخص را در معرض خطر قرار دهد .
17 سپتامبر
بهاروندها ( طايفه مراد عليوند ) هنوز كاروان را نگهداشتهاند ولى كرد علىوندها ( شعبهاى از بهاروندها ) پنهانى با قرآن آمده و قول دادهاند كه كاروان را آزاد كنند . در ضمن معين السلطنه ( چاغروند ) سگوندهاى عالى خانى را تشويق مىكند كه به صيد محمد خان زن بدهند و به اين ترتيب به اختلاف بين آنها پايان بخشد . ولى بعيد به نظر ميرسد كه صيد محمد خان بخاطر قتل پدرش فاضل 95 بدست رؤساى فعلى عالى خانى با اين كار موافقت كند مگر اينكه اميدى به بخشايش نباشد . قتل فاضل يكى از بدترين نمونههاى خيانت در لرستان است كه تنفر تمام لرها را كه قتل و جنايت جزء زندگى روزمره آنهاست 96 برانگيخت . سگوندهاى عاليخانى اغلب نقش پيشكار حاكم را داشتهاند . بعضى از حكام پيشكارى را به عالى خانى و برخى به رحيم خانىها محول كردهاند .
بطور كلى طايفه رحيم خانى در حدود 8 سال است كه بخاطر تحويل دادن مهر على خان ( رئيس عالى خانىها ) به سالار الدوله و مسموم شدن او بدست اين حاكم بنواحى ييلاقى بازنگشتهاند . در سال 1915 خوانين رحيمخانى با عدهاى سوار براى خدمت كردن به نظام السلطنه حركت نمودند . رحيم خانىها تمام مراحل خون و صلح را با عالى خانىها بپايان رساندند اما سرانجام هنگامى كه فاضل مهمان آنها بود درست هنگام صرف غذا به او حملهور شدند و كريم خان عالى خانى وى را به ضرب گلوله از پاى درآورد .
فاضل در لرستان پايگاه ارزندهاى داشت و تمام فشارهائى كه هماكنون بخاطر صيد محمد خان به من وارد مىشود از آنروست كه وى فرزند فاضل است . در فارسى مثل جالبى است كه بندرت