هدف تير قرار داشت بيرون آمدند و با صداى بلند اعتراض كردند . اين حادثه باعث خنده شد ولى تيراندازى را متوقف ساخت .
وقتى كه تنها بودم مير حاجى حكم پارهاى 88 از سالار الدوله آورد براى اينكه نشان دهد در ميان تمام رؤساى بهاروند داراى موقعيت طراز اول بود و ميخواست به برترى خود در آينده نيز اطمينان داشته باشد .
اردوگاه اينجا چندان بزرگ نيست و تنها چيزى كه به نظر ميرسد چيتهائى 89 استكه زير درختان به صورت سه ديواره درست كردهاند و در ميان ذرتها براى اينكه گرازها را بترسانند سنگهائى روى هم قرار دادهاند . در اينجا دو كاروانسراى ويران قرار دارد كه گفته مىشود يكى از آنها قديمى است و ديگرى كه از نظر ساختمان خوب نيست فقط 5 سال توانسته است در مقابل باران مقاومت كند .
امروز براى اولين مرتبه نان بلوط را چشيدم . اين نان ماشى رنگ است و بدمزه ، طعم نان بيات دارد . معمولا لرها براى درست كردن اين نان مقدارى آرد گندم به آن اضافه ميكنند . نان بلوط دير هضم و سنگين است و باعث يبوست شديد مىشود .
3 سپتامبر
شب گذشته با اينكه از دو پتو استفاده كردم ولى احساس سرما نمودم و با اينحال هنوز در هواى آزاد ميخوابم . ديروز ظاهرا دو منزل پيمودهايم و فرستادگان مير رستم فقط تا امروز همراه خواهند بود . البته مير حاجى نميتواند با من به منطقه دشمن بيايد و مير رستم نيز نميتواند حضور داشته باشد . بنابراين روز توقف است ، من به طرف قلعه نصيرآباد حركت كردم ، در آنجا عدهاى از بچه خوانين 90 ( از تيره آقا رضا ) بملاقاتم آمدند . اغلب آنها در مقايسه با ميرها تميزتر و خوشقيافهتر به نظر ميرسيدند .
آنها سواره بودند و بيشترشان تفنگهاى كوتاه كاربين ژاندارمرى داشتند . اين تفنگها دو سال پيش هنگاميكه لرها به ترتيب قواى ژاندارم و نظام السلطنه را شكست دادند بدستشان افتاد ولى بعدا