آمدند و مىنشستند و در مقايسه زنان ناحيهء ما با خود سئوالاتى ميكردند . در اينجا خندهء غمانگيزى سرداد و گفت « من به آنها گفتم البته شما از تمام زنانى كه تا به حال ديدهام زيباتر هستند . »
1 سپتامبر
ساعت 4 صبح از برنجزار حركت كرديم . گردنهء تند و باريك و پيچ در پيچ است . براى احتياط سوار يك قاطر شدم و براحتى از سربالائى بالا رفتم . ساعت 40 / 5 به انتهاى گردنه رسيديم و از اينجا با مير حاجى و دو نفر ديگر از سواران خود به طرف بلندترين نقطه كوه كه تنام 85 ناميده مىشود بالا رفتيم . بنا بگفتهء مير حاجى فقط قسمت پائين كوه آن جائى كه جاده قرار دارد كيالان ناميده مىشود ولى در عمل دريافتم كه به همهء كوه كيالان گفته مىشود .
صعود به قله كوه در حدود يك ساعت به طول انجاميد و با اينكه سربالائى تندى بود ولى سخت به نظر نميرسيد و سنگهائى كه براى گير دادن پا مناسب بود در همه جا قرار داشت و من فهميدم كه گيوه براى بالا رفتن از كوه پاىافزار بسيار عالى است . روى قلهء كوه نسيم خنك ييلاق ميوزيد و اثرى از گرماى خوزستان و كثافتهاى دزفول نبود . منظره بسيار زيبا بود . در جنوب كوههاى مرتفع كبير كوه قرار داشت كه رود صيمره در دامنهء آن جريان دارد .
اين رودخانه بعد از اينكه آب زلال به آن ميپيوندد پس از گذشتن از دامنهء كوهها وارد جلگه وسيع خوزستان مىشود . در مشرق كوههاى ناحيه منگره يعنى توكمونى سياه كوه و جاونى كه قله اسفلان كوه از آن ديد مىشود و همچنين خره پشت در جنب دره كركى 86 قرار دارند و در شمال دشت وسيعى با تپههاى كوتاه گچى قرار دارد كه تخت چون و تخت نازنين ناميده مىشود .
كاروانسراى مخبرآباد از فاصلهء دور در مدخل دره ميشوند همچنين دورنماى سلسله جبال دليچ نمايان است . من با بىميلى پائين آمدم و ساعت 10 به افرادى كه روى گردنه بودند پيوستم .
ساعت يك به كاروانسرا رسيديم .
در جريان صحبتهاى امروز مير حاجى گفت كه تمام طوايف از روسها نفرت دارند و قاجاريه را هم به حساب نميآورند « همه از