به او تيراندازى شده خود را به زمين انداخت و تماشاچيان خيلى خوششان آمد . به نظر ميرسيد كه آنها از اين كار خسته نميشدند تا اينكه بالاخره با اشارهء من نمايش را متوقف كردند .
ناحيهايكه از آن عبور كردم بايستى در فصول ديگر سال زيبا باشد ولى در حال حاضر به علت كمبود سبزه چندان خوشايند نبود .
5 سپتامبر
امروز براى ورود به شهر از لباس لرى بيرون آمدم و يك كت فراك خاكسترى پوشيدم و كلاه هامبورگى به همان رنگ بر سر نهادم .
در جاده يكدسته آهو و چهار گراز بزرگ در فاصله 50 ياردى جلوى من ميچرخيدند . مثل هميشه به آنها بدون نتيجه تير - اندازى شد . جادهاى كه از جلگه دادآباد ميگذرد بسيار عاليست .
وقتى به طرف كاروانسراى شاهنشاه سرازير شديم مورد استقبال خوانين بهاروند ، واليزاده و چاغروند قرار گرفتيم .
آنگاه بيشتر بهاروندها همراه با نواختن ساز و دهل بوسيله لوتيها به عمليات آكروباتى مشغول شدند . زمانيكه دولت ضعيف است بهاروندها در املاك خصوصى و دولتى واقع در كرگاه اقامت ميكنند ( چادر ميزنند ) ناهار را در چادر كدخدا شير محمد كرد علىوند صرف كردم . تا اين وقت بسيارى از مردم شهر ، بهاروندها و بيرانوندها براى استقبال آمده بودند و بالاخره من با گروه زيادى از همراهان به شهر وارد شدم .
من از رقابتى كه بين چاغروندها و واليزادهها كه دو خانواده سرشناس خرمآباد هستند اطلاع داشتم . به همين جهت قبلا به آنها نوشته بودم كه مايلم در مقر حكومتى اقامت كنم ولى تا لحظهء آخر هر يك از اين دو سعى ميكرد براى پيش بردن از ديگرى مرا به خانهء خويش ببرد . هنگاميكه در كاروانسراى شاهنشاه اقامت داشتم از سردار خان واليزاده نامهاى دريافت كردم كه در آن نوشته بود همانطوريكه همه ميدانند اين كاخ ويران و غير قابل سكونت مىباشد . در اين هنگام معين السلطنه چاغروند كه دانسته بود پيروزى غيرممكن است با زيركى داخل شد و ديوانخانه را فرش