مير رستم به طرف ما آمدند و در حدود 100 يا رد عقبتر دستههاى مختلف اسبسوار و تفنگدار كه هر كدام نماينده يكى از تيرهها بودند قرار داشتند . همچنانكه بجلو رفتيم پشت سر ما افتادند .
سراسر دره از اين سوارها و پيادههاى كلاه دراز كه هر كدام يك قطار فشنگ بكمر بسته و تفنگى حمايل داشت سر زنده مىنمود .
در ميان آنها پسر بچه 8 سالهاى ديده مىشد كه خود را درست مانند بزرگترها ساخته بود . يكنفر دهلزن ، دو سازنده و دو رقاص جلوى من جستوخيز ميكردند و معلق ميزدند و چوببازى مى - كردند . سپس سواران خواهش كردند كه ( سوار ) بازى 93 كنند و آنگاه در يك خط بتاختوتاز مشغول شدند و به سنگى كه در زاويه خطرناكى در پشت سر ما قرار گرفته بود تيراندازى كردند .
به نظر ميرسد كه لرها از امكان كمانه كردن تير كاملا بىاطلاع هستند . بالاخره با تحمل تكانهاى شديد به قسمت بالاى دره چشمك به مال مير رستم رسيديم در اينجا يك كولا فرش شده بود و از كوه - هاى مجاور برف آورده بودند .
براى اينكه از دست لرها آسوده شوم باستراحت پرداختم ولى چيزى نگذشته بود كه با آمدن لوتيها بيدار شدم . آنها اجازه خواستند كه بنوازند . قاليها پهن شد و ما دور آن نشستيم . دستهء نوازندگان مركب بود از دو سازنده ، يك دهلچى و پسر بچهاى كه بر طبل كوچكى ميزد . چهار رقاص با دو نفر از همراهان من كه اهل خرمآباد بودند به آنها پيوستند . يكى از آنها خيلى خوب مى - رقصيد . مدت و آهنگى كه مينواختند بيش از ساير مناطقى كه در اين مملكت ديدهام به موسيقى انگليس شباهت داشت . آنهائيكه ميرقصيدند دستهاى يكديگر را چنگ زده و بازوهايشان را محكم بهم چسبانيده بودند بطوريكه بدنهايشان كاملا نزديك بهم قرار گرفته بود . عدهاى هم در كنار ايستاده و در حال رقص دستمال - بازى مىكردند . رقص از حركات آهسته مطابق با آهنگ و پا برداشتن تشكيل شده بود و چند حالت مختلف نيز در آن ديده مى - شد . در قسمت آخر دو نفر وسط ميدان آمدند و در حالى كه جست و خيز ميكردند چوبهايشان را بهطرف يكديگر نشانه مىگرفتند و تقليد سوار بازى درمىآوردند ، سپس يكى از آن دو بنشانهء اينكه
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 116
مساهمون: سيسيل جان ادموندز
ص١١٦