تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
او را نفى كند بطريقى كه ذكر شد او را انكار كرده و ربوبيت و پروردگاريش را برداشته و آن جناب را بيكار قرار داده يا باطل گردانيده و هر كه او را بغيرش تشبيه كند او را ثابت كرده بصفت آفريدگان كه مصنوعى چندند كه ربوبيت را سزاوار نباشند و ليكن چارهء نيست از اثبات ذاتى بدون كيفيت كه غير او آن را استحقاق ندارد و در آن با او شركت نميشود و احاطه به آن ممكن نباشد و غير از او كسى آن را نميداند چه آن كيفيتى است خلاف آنچه ما ميدانيم سائل عرض كرد كه پس رنج و زحمت چيزها را به خودى خود ميكشد حضرت صادق ( ع ) فرمود كه آن جناب از آن بزرگوارتر است كه رنج و زحمت آفريدن چيزها را بكشد بمتوجه شدن و چاره و درمان نمودن زيرا كه اين تعب و مشقت صفت مخلوق است كه چيزها بسوى او نميآيد و حصول آنها از برايش ميسر نميشود مگر بمتوجه شدن و چاره كردن و خداى تعالى اراده و مشيتش روانست كه آنچه را اراده كند موجود مىشود و هر چه را خواسته باشد مىكند سائل عرض كرد كه پس او را خوشنودى و خشمى هست حضرت صادق ( ع ) فرمود آرى و ليكن آن بروشى نيست كه در آفريدگان يافت مىشود و بيانش آنست كه خوشنودى و خشم حالتى است كه بر صاحب اين دو صفت داخل مىشود و او را از حالتى به حالت ديگر نقل مىكند و اين صفت آفريدگان درماندهء محتاج است و آن جناب تبارك و تعالى كه عزيز و رحيم است حاجتى ندارد به چيزى از آنچه آفريده و همهء آفريدگانش به او محتاجند سائل عرض كرد كه پس قول خدا كه ميفرمايد
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
كه ظاهر ترجمه‌اش اينست كه خداوند رحمان بر عرش و تخت استواء دارد چه معنى دارد حضرت صادق ( ع ) فرمود كه به اين خود را وصف فرموده و همچنين آن جناب مستولى و غالب بر عرش و از خلق خود جدا است بىآنكه عرش او را حامل و بردارنده باشد و نه آنكه عرش او را در بر داشته باشيد يا او را فرا گرفته باشد و نه آنكه عرش گذارندهء عرش است و از اين آنچه فرموده ميگوئيم كه آن جناب حامل عرش و نگاه دارندهء عرش است و از اين آنچه فرموده ميگوئيم كه
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
يعنى فرا رسيده است كرسى او كه مراد از آن علم است همهء آسمانها و زمين را پس ثابت نمديم از عرش و كرسى آنچه را كه ثابت نمانده و نفى كرديم كه عرش
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 280 | اردكانى / الشيخ الصدوق