تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
شنوا است بىجارحه و گوشى كه داشته باشد و بينا است بىآنكه آلت و چشمى داشته باشد بلكه بنفس خود مىشوند و بنفس خود مىبيند و اينكه ميگويم كه بنفس خود ميشوند و بنفس خود مىبيند مقصودم اين نيست كه خدا چيزيست و نفس چيزى ديگر و ليكن خواستم كه از خود تعبير كنم و سخن بگويم زيرا كه مسئول بودم و از من سؤال شده بود و بايست كه از آن جواب گويم و خواستم كه تو را بفهمانهم زيرا كه سائلى و جواب ميخواهى و ميگويم كه همهء خدا مىشنود نه به اين معنى كه همهء از او بعضى دارد و ليكن فهمانيدن تو را اراده كردم و خواستم كه از خود تعبير كنم و بازگشت من در اين تعبير و جواب نيست مگر بسوى آنكه خداى شنواى بيناى داناى آگاهست بىآنكه ذات مقدس اختلافى بهمرساند و نه آنكه معنى مختلف شود حاصل معنى آنكه غير خدا شنواى به گوش است و بيناى به چشم و آلت ديدن و شنيدنش غير يك ديگر است و به آنچه مىشنود نمىبيند و به آنچه ميبيند نميشنود و بدون اينها نمىشنود و نمىبيند و خدا را آلت ديدن و شنيدن نيست بلكه ذات مقدس هم شنوا باشد و هم بينا سائل عرض كرد كه پس خدا چيست حضرت صادق ( ع ) فرمود كه آن جناب رب و پروردگاريست كه مىپرورد و او است معبودى كه خلائق او را مىپرستند و او اللَّه است كه جامع جميع صفات كمال است و اينكه ميگويم كه اللَّه مرادم ثابت كردن اين حروف كه الف و لام و لام و هاء باشد نيست و ليكن باز ميگردم بسوى معنيى كه آن جناب چيزى كه خالق چيزها و صانع آنها است كه اين حروف بر او واقع شده و او همان معنى است كه بلفظ الله و رحمان و رحيم و عزيز و امثال اينها از نامهاى آن جناب ناميده مىشود و آن معنى همان معبوديست جل و عز كه بندگان او را پرستش ميكنند سائل عرض كرد كه پس بدرستى كه ما موهومى را نيافتيم مگر آنكه آن را مخلوق يافتيم حضرت صادق ( ع ) فرمود كه اگر اين امر چنان باشد كه تو ميگويى هر آينه توحيد خدا از ما برداشته خواهد بود زيرا كه ما مكلف نيستيم باينكه غير موهوم را اعتقاد كنيم و ليكن ميگوئيم كه هر موهومى كه در وهم و خيال در آيد بواسطهء حواس به آنها دريافته مىشود پس آنچه حواس آن را تحديد و تعيين كند و بحقيقتش احاطه نمايد و آن را ممثل و مصور گرداند به صورت و كالبدى كه دارد آن مخلوق است و مىشود
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 278 | اردكانى / الشيخ الصدوق