و وجهى از آنها خبر است و از اينست قول خداى عز و جل
وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ
يعنى اعلام كرديم فرزندان يعقوب را و پيغام فرستاديم بسوى ايشان در تورية يعنى ايشان را به اين خبر داديم بر زبان پيغمبر ( ص ) و وجهى از آنها اتمام است و از اينست قول خداى عز و جل
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ
يعنى پس تمام ساخت خدا آسمانها را در حالتى كه هفت آسمان بودند در دو روز و از اينست قول مردم كه قضى فلان حاجتى و كسى كه اين را ميگويد اراده دارد كه او حاجتم را تمام گردانيد بر آنچه از او خواستم .
« مجيد » مجيد معنيش كريم و عزيز است و از اينست قول خداى عز و جل
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ
يعنى بلكه آنچه تكذيب آن كردند قرآن مجيد است يعنى كريم و عزيز و شريف و بزرگوار و مجد در لغت يافتن شرف و بزرگواريست و مجد الرجل بر وزن نصر و كرم و امجد دو لغت است يكى ثلاثى مجرد و ديگرى ثلاثى مزيد فيه و معنى هر دو اينست كه اين مرد بزرگوار شد و امجده چون كردار او را خوب دانست يا او را تعظيم نمود و بر او ثناء گفت و معنى دويم آنكه خدا مجيد است فعيل بمعنى مفعول باشد نه فاعل چون وجه اول يعنى ممجد بروزن محمد كه خلقش او را تمجيد كردهاند يعنى او را بزرگ داشتهاند .
« مولى » مولى معنيش ناصر و ياور است كه مؤمنان را يارى ميدهد و متوجه نصرت ايشان بر دشمن ايشان مىشود و ثواب و كرامتها و نوازشهاى ايشان را توجه ميفرمايد و ولى طفل همانست كه اصلاح شأن و درست كردن كار او را متوجه باشد و خدا ولى مؤمنان و او مولاى ايشان و ياور ايشانست و مولى در وجه ديگر همان اولى و سزاوارتر است و از اينست قول پيغمبر ( ص ) كه
من كنت مولا فعلى مولا
و اين بعد از سخنى بود كه از او پيشى گرفته بود و آن اينست كه فرمود الست اولى بكم بانفسكم يعنى آيا من سزاوارتر نيستم بشما از شما بنفسهاى شما گفتند بلى يا رسول اللَّه تو اولى و احقى فرمود كه
فمن كنت مولاه
يعنى كسى كه من به او اولى باشم از او به خودش
فعلى مولاه
يعنى على اولا