گفته كه استعمال نميشود مگر بطور ازدواج يعنى اگر ترسيده شوى بهتر است از آنكه رحم كرده شوى و در مادهء رهب ميگويد و رهبوتى و رهبوت محركتين خير من رحموت اى لان ترهب خير من ان ترحم حاصل آنكه اگر چنان باشى كه مردم از تو بترسند بهتر است از آنكه چنان باشى كه مردم بر تو رحم كنند و اين خلاف طريقهء سنت است چه در حديث وارد شده كه عبد اللَّه مقتول باش و عبد اللَّه قاتل مباش يعنى بندهء خدائى باش كه تو را كشته باشند نه آنكه بندهء خدائى باشى كه ديگرى را كشته باشى .
« قدوس » قدوس معنيش طاهر و پاك است و تقديس تطهير و تنزيه است و قول خداى عز و جل بر وجه حكايت از فرشتگان
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
يعنى نسبت ميدهيم ترا بسوى طهارت و پاكى از چركهائى كه در دنيا مىباشد و رنجوريها و دردها و امثال اينها و معنى آيه اينست كه فرشتگان از روى تعجب و علم بمصلحت حكمت در آفريدن خدا آدم را نه بر وجه اعراض گفتند كه آيا قرار ميدهى در زمين كسى را كه فساد و تباهى كند در آن و خونها را بريزد و حال آنكه ما تسبيح و تنزيه ميكنيم ترا تسبيح و تنزيهى مقترن و به حمد و ثناى تو يعنى تو را به پاكى ياد ميكنيم و بستايش تو قيام و اقدام مينمائيم و بپاكيزگى تو را ميخوانيم و صفتهاى نقص و عيب را از تو دور ميدانيم و تو را بعظمت و بزرگى ياد مينمائيم و بعضى گفتهاند كه قدوس از جمله نامهاى خداى عز و جل است در كتابها و نسبحك
وَ نُقَدِّسُ لَكَ
بيك معنى است و حظيره القدس موضع طهارت و جاى پاكى و پاكيزگيست يعنى بهشت .
قوى قوى معنيش معروفست و او است كه قوت دارد بىرنج چيزى را كشيدن و بدون استعانت و يارى خواستن .
« قريب » معنيش مجيب است و قول خداى عز و جل
فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
اين را تأييد و تقويت مىكند و ترجمهء آيه اينست كه و چون پرسند تو را بندگان من از صفت من يا از معاملهء من با ايشان در وقت خواندن پس بدرستى كه من نزديكم كه اجابت ميكنم خواندن خوانندهء را هر گاه بخواند مرا و معنى دويم آنكه آن جناب