تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
كرده وشيعه را مطلقا توهين نموده اند اشكال مى كردم به ويژه آن كه در حق على وارد شده است كه : ( جز مؤمن أو را دوست نمى دارد وجز منافق أو را دشمن نمى دارد ) . سپس پاسخ آن برايم روشن شد كه دشمنى مذكور در اينجا مقيد به سببي است وآن دشمنيى است كه به خاطر يارى كردن پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم باشد ( يعنى اگر كسى على را به خاطر آن كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم را يارى داده است دشمن بدارد منافق است نه به هر دليل ديگر ) ، زيرا دشمنى اسبابى دارد از جمله آن كه طبع بشرى اقتضا دارد كه آدمي نسبت به كسى كه به أو بدى كرده دشمنى كند ومحبت نيز به عكس اين است ، واين غالبا مربوط به أمور دنيوي است ، وخبر درباره دوستى ودشمنى على عام نيست ، چرا كه گروهى أو را دوست داشتند ودر دوستى أو افراط ورزيدند تا آنجا كه أو را پيامبر يا خدا دانستند - كه البتة خداوند از اين نسبت دروغ مبرا وبرتر است - ( ومسلم است كه آنها مؤمن نيستند ) ، ونيز آنچه در حق على از اين گونه مطالب وارد شده در حق أنصارهم وارد گرديده وعالمان چنين پاسخ داده اند كه دشمنى آنها به خاطر يارى كردن پيامبر نشانه نفاق است ودوستى آنها بدين جهت نيز نشانه ايمان است . در حق على هم بايد همين را گفت . از طرف ديگر بيشتر كساني كه ناصبي خوانده شده اند به راستگويى وديندارى مشهور بوده اند ، بر خلاف كساني كه آنها را رافضي خوانده اند كه غالبشان دروغگو وبي پرواى در اخبار بوده اند . أصل در اين مطلب آن است كه ناصبيان معتقدند كه على رضي الله عنه عثمان را كشته يا به قاتلان وى يارى داده است ، از اين رو دشمنى با آن حضرت به پندار آنان از روى ديندارى بوده است ، علاوة آن كه خويشان برخى از آنان در جنگهاى على كشته شده بودند . ( 1 )
هامش
( 1 ) - تهذيب التهذيب 8 / 458 .