تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
كه حكم آن شامل هر مسلمان وكافر وحيوان وجمادى مى شود چيست ؟ روى اين حساب اين تقييد شيخ در واقع الغاء وهدر دادن سخن معصوم وابطال آن است . وحق - به خواست خدا - آن است كه دوستى علي عليه السلام به طور مطلق ( به هر دليلي كه باشد ) نشانه رسوخ ايمان در قلب دوستدار است ودشمنى آن حضرت نشانه وجود نفاق در دشمن أو است ، واين ويژگى آن حضرت است چنان كه درباره برادرش پيامبر صلى الله عليه وسلم نيز همين گونه است . . . ( 1 ) اما اين كه شيخ گفته : ( طبع بشرى از كسى كه به آدمي بدى كرده بيزار است . . . ) ، گويم كه اين به مطلب ما مربوط نيست ، زيرا علي عليه السلام به هيچ يك از دشمنان خود بدى نكرده ، وهر كه را علي عليه السلام از پدران وخويشان دشمنانش به قتل رسانده اين حق بوده كه آنان را كشته وعلي عليه السلام تنها اجرا كننده فرمان خدا ورسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بوده است ، از اين رو حضرتش در كشتن آنها نيكوكار بوده ومستحق سپاس همان كساني كه أو را دشمن داشته اند . واگر دشمنى آن حضرت بدين خاطر روا بود ويا روا بود كه دشمنان أو را بدين جهت معذور بداريم بي شك منافقان قريش ونظاير آنها را نيز در دشمنى با پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم عذر موجهى بود ، زيرا پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم سران آنها را كشت ، در حالي كه احدى بدين مطلب قائل نيست ، چگونه چنين نباشد در صورتي كه خداى سبحان مى فرمايد : ( به پروردگارت سوگند كه اينان مؤمن نخواهند بود تا آن كه تو را در مشاجرات خود
هامش
( 1 ) - علاوة آن كه دشمنى با آن حضرت هرگز شخصي نبوده بلكه به خاطر يارى آن حضرت به پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم وبر أساس دين بوده است ، زيرا آن حضرت خويشان آنان را به خاطر شرك آنها وخروجشان از دين به قتل رساند ، وتعصب آنها بر استخوانهاى پوسيده وأرواح دوزخى اقوامشان هيچ سودى به حالشان نخواهد داشت . وبي شك اگر آنان دين درستى داشتند هرگز با دشمنان خدا ورسول گرچه خويشان آنها بوده باشند دوستى نمى ورزيدند ، وبه خاطر آنها با يگانه ياور اسلام حضرت اميرمؤمنان عليه السلام دشمنى نمى كردند . ( م )