تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
نظر ما با نظر مخالفان فرق دارد ، ودر نزد ما صحابي بودن مشروط به باقي بودن وى بر ايمان نيست ، وتنها شرط صحابي بودن تحقق مصاحبت داشتن با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم است به ويژه اگر صورتا هم بر اسلام باقي مانده باشد . ( 3 ) در ص 397 تحت شماره ( ج ) روايتي از كتاب ( موطأ ) مالك آورديم كه تصريح داشت بر تغيير عقيدة أولى وأمثال أو . جلال الدين سيوطى در كتاب ( تنوير الحوالك في شرح موطأ مالك ) كه در حاشية ( موطأ ) چاپ شده است گويد : ( ابن البر گفته است : اين حديث نزد همه راويان موطأ مرسل است ولى معناى آن مستند است به جهت وجود أحاديث صحيح بسيارى كه در اين معنا وارد شده است ) . منظور از اين أحاديث بسيار ، روايات حوض است . واين حديث دليل محكمى است بر آن كه ارتداد مردم پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم عمومى وشامل همه صحابه بوده - جز تنى چند انگشت شمار كه بر ايمان واسلام ثابت ماندند - ( 2 ) نه گروهى باديه نشين كه حتى در نظر برخى از خود أهل سنت مرتد به
هامش
( 1 ) - دلائل الصدق 3 / 412 . خلاصه آن كه بر أساس نظر أهل سنت در معناى صحابي ، اگر مانعان زكات بر ارتداد مردند ديگر از صحابه نيستند ورسول خدا صلى الله عليه وسلم نمى تواند در قيامت بگويد : پروردگارا ، اينان أصحاب منند . واگر از ارتداد توبه كرده ومسلمان مردند پس ديگر نام مرتد نمى توان بر آنان نهاد . اما بنابر نظر شيعه مى تواند كسى عنوان صحابه ومرتد هر دو بر أو صدق كند . ( م ) ( 2 ) - وآنان همان سه يا هفت نفرند وكساني كه بعدا به آنان پيوستند ، اينان بودند كه بر طريقت اسلام حقيقي پايدار ماندند وطوفان فتنه ها آنان را از جاى در نياورد واز صاحب ولايت عليه السلام منحرف نگشتند ، چنان كه از امام باقر عليه السلام روايت است كه فرمود : ( مردم پس از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم مرتد شدند جز سه نفر : مقداد بن اسود ، أبو ذر غفارى وسلمان فارسي ، آن گاه مردم شناختند وبه أهل حق پيوستند ) . وامام صادق عليه السلام فرمود : ( چون پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم از دنيا رحلت كرد مردم همه مرتد شدند وبه كفر ( كفر باطني ) گراييدند مگر سه نفر : سلمان ومقداد وأبو ذر غفارى ) ( اختصاص مفيد / 6 ) . البتة اين مطلب شگفتى ندارد ، زيرا نظير آن در امتهاى گذشته به ويژه در أمت موسى عليه السلام اتفاق افتاده است . موسى عليه السلام پس از بازگشت از كوه طور أمت خود را ديد كه همه مرتد ومشرك شده وبه بت پرستى وگوساله پرستى گراييده اند وتنها برادرش هارون عليه السلام بر ايمان استوار مانده است ، با آن كه مى دانستند موسى زنده است ، ولى أمت اسلام يقين داشتند كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم از دنيا رفته ، واين بيشتر زمينه هاى ارتداد را فرآهم مى آورد وانحراف از اسلام را آسان تر وباور كردنى تر مى سازد . البتة در اين كار عموم مردم فريب خواص را خوردند زيرا ( مردم هم كيش پادشاهان خويشند ) وهميشه اكثرا بي مايه وپايه هستند ودر پى هر صدايى به راه مى افتند وبا هر بادي به سويى مى روند واز نور علم بهره مند نبوده وبه ستون محكمى متكى نيستند وخداوند در سوره انفال آية 25 مى فرمايد : ( واز فتنه اى بپرهيزيد كه تنها دامنگير ستمگران نمى شود ( بلكه عموم مردم را شامل خواهد شد ) وبدانيد كه كيفر خدا سخت است ) . ( م )