تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
نجرانيان را به ملاعنه ونفرين در حق يكديگر فرا خواند : آنان از بيم جان خود واز ترس پيامدهاى راستى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ودروغ خود به اين كار تن ندادند . روشن است كه مراد از أبناء حسن وحسين عليهما السلام ومراد از نساء فاطمه واز أنفس أمير مؤمنان عليه السلام است ، زيرا در ميان اين گروه غير آن حضرت كس ديگرى نبود كه مصداق أنفسنا واقع شود ، وپيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نمى تواند مراد از أنفسنا باشد زيرا معنا ندارد كه انسان خودش را بخواند همان گونه كه معنا ندارد خود را امر ونهى كند ، واز همين رو فقيهان گفته اند : فرمانده نمى تواند تحت فرمان خود باشد ، زيرا هميشه مقام فرمانده بالاتر از فرمانبر است ، واگر خودش هم فرمانبر باشد بايد خودش از خودش بالاتر باشد ، واين محال است . از جمله چيزهايى كه اين مطلب را روشن مى كند روايتي است كه واقدى در كتاب ( مغازى ) آورده است كه : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از جنگ بدر باز مى گشت وأسيران مشركان را به همراه داشت يكى از أسيران به نام سهيل بن عمرو به شتر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بسته شده بود ، همين كه چند ميل از مدينه دور شدند خود را از بند آزاد كرد وگريخت . پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : هر كه سهيل بن عمرو را يافت أو را بكشد . مسلمانان در جستجوى أو شدند ، خود پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم أو را ديد كه در زير درختى پنهان شده است ، حضرت أو را دستگير كرد ودوباره به بند كشيد وأو را نكشت ، زيرا آن حضرت تحت امر خود در نمى آمد وآن امر شامل خود حضرت نمى شد . آرى اگر يكى از ياران حضرت أو را مى يافت واجب بود أو را بكشد زيرا تحت فرمان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بود وبايد به آن امر عمل مى كرد . . . يكى ديگر از شاخه هاى اين بحث روايتي است كه از قاسم بن سهل نوشجانى رسيده است . وى گويد : من در مرو در برابر مأمون در إيوان أبو مسلم قرار داشتم وحضرت رضا عليه السلام نيز سمت راست وى نشسته بود . مأمون به من گفت : اى