723 به پايان رسيد . « 1 » او باب حادى عشر را ، بهطورى كه از عنوان آن پيداست ، بيشتر براى خوانندگان عادى نوشت نه براى طلاب علم كلام ، ولى تا به امروز يكى از معروفترين كتابهاى او در علم كلام بوده است . تعداد نسخههاى موجود و شرحهاى بسيارى كه بر آن نوشته شده شاهد اين مدعاست . « 2 » اين كتاب همراه با معروفترين شرح از مقداد سيورى ( ف 826 ) چندين بار چاپ شده است و ترجمهء اين دو اثر به زبانهاى فارسى و انگليسى موجود است . « 3 »
كتابهاى ديگرى را نويسندگان بعدى به علامه نسبت دادهاند كه ظاهرا اين آثار از بين رفته است . بنابراين صحّت اين انتسابها قابل تأييد يا رد نمىباشد . اين كتابها عبارتند از رسالة فى بطلان الجبر ، « 4 » رسالة فى تحقيق معنى الايمان . « 5 » و رسالة فى خلق الاعمال . « 6 »
علاوه بر اين آقا بزرگ الخلاصة في اصول الدين و المقدمة في الكلام را منسوب به علامه مىداند . « 7 » او براى انتساب مقدمه به علامه مرجعى ذكر نمىكند اما انتساب خلاصه را به او براساس نسخهء خطى مكتبة الخوانسارى مىداند . « 8 »
3 . آثار فلسفى
اولين كتاب فلسفى علامه كتاب الاسرار الخفّيه « 9 » بود كه آن را به هارون بن شمس الدين
هامش
( 1 ) - ر . ك : روضاتى ، 103 .
( 2 ) - ر . ك : ضميمهء ش 36 .
( 3 ) - حسن بن يوسف بن مطهر حلى ، الباب الحادى عشر ( به اهتمام مهدى محقق ، سلسله دانش ايرانى ش 38 ، تهران ، چاپ دانشگاه تهران 1365 ) ، مقدمه 16 - 17 ؛ نيز ر . ك : ضميمه ، ش 36 .
( 4 ) - افندى ، 1 : 375 .
( 5 ) - همان ، 1 : 379 ؛ نيز خوانسارى ، 2 : 275 .
( 6 ) - افندى ، 1 : 375 .
( 7 ) - آقا بزرگ ، الذريعه ، 22 : 89 ( ش 6205 )
( 8 ) - همان ، 7 : 9 - 208 ( ش 1024 ) نسخههاى متعددى از متنى بدون نام موجود است كه اگر انتساب اين نسخه خطى آنگونه كه آقا بزرگ گفته صحيح باشد ، احتمالا ممكن است همان خلاصهء تأليف علامه باشد .
يكى از اينها نسخه خطى دانشگاه پرينستون مجموعه جديد 1886 ( 39 ر - 48 ر ) است كه در مجموعه آثارى كه كلا نوشتهء علامه يا پسرش فخر المحققين مىباشد موجود است ( ر . ك : ماك 9 - 128 ) . ماك و اورمزبى از نسخههاى بيشترى از همين كتاب در دو كتابخانهء ايرانى نام مىبرند ، يكى از آنها بدون نام است در حالىكه ديگرى منسوب به شهيد ثانى است ( همان ) . نسخهء ديگرى از همين رساله در موزه بريتانياOR2 / 10968 موجود است . مواضع كلامى اين رساله موافق با نظريات علامه است .
( 9 ) - اين مطلب از مقدمهاى كه بر غاية الوصول ( 2 ر ) خود نوشته استنباط مىشود . او مىگويد كه مناهج و