علامه در مقدّمه آن مىگويد كه او تأليف اين كتاب را به خواهش پسرش آغاز كرد ، « 1 » تسويد اولين بخش آن را در 20 ربيع الاول سال 709 ، « 2 » و پيشنويس تمام كتاب را در رمضان سال 712 به پايان رساند . « 3 » با اين همه دلايل روشنى وجود دارد كه سهم علامه در نوشتن اين كتاب بسيار ناچيز بوده و ظاهرا پسرش فخر المحققين بيشتر آن را نوشته است ، هرچند در پايان اولين بخش اول و دوم اظهار مىكند كه فقط تسويد پدر را به تبييض آورده است . فخر المحققين در پايان بخش اول « 4 » مىگويد كه در 11 جمادى الآخر 726 ( چند ماه پس از فوت پدر ) هنگام تصحيح و بررسى كتاب با مسألهاى روبرو شد كه او را متحير ساخت . پس از آن پدرش را در خواب ديد و او مسألهء مورد بحث را برايش روشن كرد . اين مثال مبين آن است كه فخر المحققين نسخهء نهايى را كه از پدرش بهدست آورده بود تصحيح نمىكرد . بنابراين جاى اين سؤال باقى است كه در هر صورت سهم اصلى علامه در نوشتن اين كتاب چه مقدار بوده است . دليل ديگرى كه نشان مىدهد بخش اعظم اين كتاب را پسرش نوشته ، فاصلهء زمانى بسيار زيادى است بين تاريخى كه نقل شده علامه سواد آن را به پايان رساند و تاريخى كه فخر المحققين آن را به بياض آورد . اين فاصله براى بخش اول بيش از 17 سال « 5 » و براى بخش دوم 42 سال مىباشد . « 6 »
هردو فهرست شامل عنوان كتابهايى است كه از بين رفته است از اينرو ، تعيين تاريخ دقيق تصنيف اين كتابها مقدور نيست . كتاب معتقد الواصلين يا مقصد الواصلين ، كتاب التناسب بين الفرق الاشعرّية و السوفسطائيه ، اربعين مسألة فى اصول الدين و كتاب مناهج الهداية و معارج الدرايه از جمله اين كتابها مىباشد .
از ديگر كتابهاى از دست رفتهء علامه در علم كلام ، رسالهء مختصر الباب الحادى عشر فيما يجب على عامة المكلّفين من معرفة اصول الدين است كه آن را بهعنوان فصل يازدهم كتاب منهاج الصلاح فى اختصار المصباح خود نوشته بود . اين كتاب در 11 ذى حجه سال
هامش
( 1 ) - الفين ، 11 .
( 2 ) - همان ، 138 .
( 3 ) - همان ، 445 .
( 4 ) - همان ، 125 به بعد .
( 5 ) - همان ، 138 .
( 6 ) - همان ، 445 .