واسط و بغداد ديدن كرد . « 1 » چون معلوم است كه خواجه نصير الدين در همان سال در بغداد درگذشته بود ، « 2 » احتمالا مرگ او در ضمن همين سفر بوده است . صفدى نقل كرده كه خواجه در اين سفر دومش به بغداد كه چند سالى طول كشيد تعدادى دانشپژوه همراه خود از مراغه آورده بود و تا زمان مرگش در بغداد به آنها درس مىداد ، « 3 » امّا هيچ مورخ ديگرى اين را تأييد نمىكند . « 4 » بنابراين به احتمال زياد علّامه در مراغه در محضر خواجه نصير الدين دانش آموخته بود ، اما گمان مىرود كه اين دوره بسيار كوتاه بوده زيرا در زمان درگذشت خواجه بيش از 24 سال از سن علامه نگذشته بود .
احتمالا علّامه در مراغه موفق به ديدار كاتبى نيز شده بود . هرچند نقل شده كه كاتبى اندكى قبل از مرگش از مراغه براى تدريس به جوين رفت ، « 5 » اما تاريخ دقيق اين هجرت ذكر نشده است . در سال 670 يعنى پنج سال قبل از وفاتش او قطعا در مراغه مىزيست . « 6 »
تأثير اين دو عالم بر علّامه را بايد تأثيرى سازنده دانست . خود او نقل مىكند كه فلسفه ، مخصوصا مبحث الهيات از كتاب شفاى ابن سينا « 7 » و نيز كتاب التذكرة فى العلم الهيئة خواجه نصير الدين طوسى را نزد خواجه خوانده است . « 8 » علاوه بر اين علامه بر دو كتاب خواجه در علم كلام يعنى تجريد العقائد و قواعد العقائد و بر منطق التجريد او در منطق ، شرحهايى نوشته بود و از حاشيهاى بر كتاب منتهى المطلب چنين برمىآيد كه او علم فقه را نيز از خواجه آموخته بود . « 9 » هرچند اين امر بعيد به نظر مىرسد .
هامش
( 1 ) - ابن فوطى ، حوادث ، 375 .
( 2 ) - همان ، 380 ؛ نيز محمد مدرسى زنجانى ، سرگذشت و عقايد فلسفى خواجه نصير الدين طوسى ( تهران ، موسسهء انتشارات اميركبير ، 1363 ) 75 به بعد .
( 3 ) - صفدى ، 1 : 183 ؛ نيز كتبى ، 2 : 312 .
( 4 ) - مثلا ر . ك : صايلى ، 64 .
( 5 ) - مدرس رضوى ، احوال ، 173 .
( 6 ) - ر ك : معروف ، 63 روايتى از محيى الدين عباسى نقل شده كه در سال 670 وارد مراغه شد تا از خواجه نصير الدين و كاتبى كسب علم كند . نيز ر . ك : مدرس رضوى ، احوال ، 151 ؛ زنجانى 210 به بعد .
( 7 ) - علامه ، « اجازه كبيره » ، 62 : نيز ، عبد الحى بن احمد عماد ، شذرات الذهب فى اخبار من ذهب ، ( قاهره قدسى ، 1350 ) ، 5 : 340 كه از اهميت تدريس فلسفه ابن سينا در مراغه نام مىبرد .
( 8 ) - علامه ، « اجازه كبيره » ، 62 .
( 9 ) - ر . ك : زنجانى ، 41 ؛ اما بعضى از تذكرهنويسان معتقدند كه خواجه علم فقه را از علامه آموخت . ر . ك :
محمد بن الحسن الحر العاملى ، الامل الآمل ( به اهتمام احمد الحسينى ، نجف ؛ آداب 1358 ه ) ، 2 : 81 ؛ س .
ظاهر ، « نصير الدين طوسى » مجله دانشكده عربى دمشق 36 ( 1961 ) : 241 . اين احتمال بعيد است .Revue