تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بيانگر افكار او دانست . دلايل محكمى در دست است كه علامه ، بر خلاف خواجه نصير الدين ، در اصل متكلم بود و ديدگاههاى فلسفى را هم در آثار فلسفىاش هرجا كه با آراى كلامى او مغايرت داشت رد مىكرد . از كتابهاى اندكى كه از او در فلسفه باقى مانده است فقط دو كتاب اسرار الخفيه ، كه ظاهرا قبل از سال 680 نوشته شده و شرح او بر كتاب حكمة العين قزوينى به نام ايضاح المقاصد فى شرح حكمة العين براى ارزيابى مسأله حاضر مناسب است . علامه ، در بخش سوم كتاب اسرار كه از علم كلام بحث مىكند ، از نظريات فلسفى مغاير با آراى كلامىاش ، بشدت انتقاد مىكند . اين تصور با اشارات گاه‌وبيگاه او در ايضاح كه انتقاد خود را از نظريات كاتبى بيان مىكند و براى بحث بيشتر معمولا خواننده را به كتاب اسرار ارجاع مىدهد ، تأييد مىشود . در اين دو كتاب او نظريه فلسفى « صدور » را از اصل رد مىكند . « 1 » خداوند موجبى قهرى نيست كه با تجلّى در ذات خود بناچار اثرى از او صادر شود . بلكه فاعل مختارى است كه هرگاه داعيى براى فعل داشته باشد آن را انجام مىدهد . « 2 » لذا علامه اين نظريهء فلسفى را كه خداوند فعلى جز تجلى به ذات خود انجام نمىدهد رد مىكرد . « 3 » او همچنين اين نظريهء فلسفى را كه علم خداوند به جزئيات تعلق نمىگيرد ، باطل مىدانست . « 4 » به اين نظر فلسفى نيز حمله مىكرد كه چون خداوند و علمش به نظام اصلح اشياء ، كه مستلزم صدور آنها از جانب اوست ، قديم مىباشد ، و چون تغيير در خداوند جايز نيست و جهان ضرورتا ملازم اوست بنابراين همانند او قديم است . « 5 » او نيز اين نظر فلاسفه را رد مىكرد كه جهان نمىتواند معدوم شود . چون خداوند كه مسبب اوليهء جهان است فانى نمىشود . « 6 » علامه كه نظريهء صدور را رد مىكرد و معتقد بود كه خداوند قادر است اشيايى
هامش
( ف 548 ) مشاهده كرد . او در اين اثر از مواضع ابن سينا عليه ايرادات شهرستانى كه از ديدگاهى اسماعيلى بحث مىكرد دفاع مىكند . در مورد اين اثر كه مسلما او آن را بعد از ترك قلاع اسماعيليان نوشته ، ر . ك : مادلونگ « رساله جدلى » ، 250 - 259 ، مخصوصا 9 - 258 . ( 1 ) - اسرار ، 216 ر ، 219 ر ، ايضاح المقاصد ، 4 - 113 ، 224 . ( 2 ) - اسرار ، 210 ر ؛ ايضاح المقاصد ، 83 ؛ 234 ؛ نيز اجوبه ، 152 . ( 3 ) - اسرار ، 215 پ ؛ اجوبه 152 . ( 4 ) - اسرار ، 225 ر - پ . ( 5 ) - اسرار ، 212 پ ؛ ايضاح المقاصد ، 3 - 231 . ( 6 ) - همان ، 83 .