تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
علاوه بر نظر سازندهء مذهب ابو الحسين بصرى ، كلام فخر الدين رازى اثر چشمگيرى بر كلام علامه داشت چنين تأثيرى را مىتوان از جزئيات فنى در زمينه‌هاى مختلفى كه رازى نظريهء اصلى آن را پرورده است ، مانند دلايل او بر عصمت انبياء يا دلايل او براى تكذيب مدعيان مقام نبوت و ديگر جزئيات كشف كرد . اما در هرجا كه تشابهى بين مواضع رازى و مواضع ابو الحسين بصرى وجود داشت آراى رازى در تكوين فكر علامه تأثيرى ويژه داشت . گفته شده كه كلام رازى تحت‌تأثير شديد مكتب ابو الحسين و پيروانش گسترش يافت . رازى در پرتو تأثيرى كه فلسفه بر افكارش گذاشته بود و با آميختن مفاهيم كلامى ، با عقايد و اصطلاحات فلسفى اين نظريات را توسعهء بيشترى بخشيد . شباهت بعضى از نظريات ابو الحسين با آراى فلسفى مؤيد اين آميختگى است . اين اختلاط مفاهيم فلسفى و كلامى به وسيلهء رازى تأثير چشمگيرى بر آراى علامه داشت . به‌طور مثال : رازى موافق ابو الحسين بود كه ارادهء زايد بر داعى براى فعل در اين جهان مرئى مصداق دارد . اما او اصطلاح ابو الحسين را به كار نمىبرد بلكه براى بيان اين‌كه داعى بشر از شوق يا ميلى كه در اراده اوست به‌وجود مىآيد بيشتر اصطلاحات فلسفى را به كار مىبرد . رازى به هنگام بحث از « تعلق » بين ذات خداوند و موضوع صفات او اصطلاح فلسفى « اضافه » يا « نسبت » را به جاى اصطلاح كلامى « تعلق » به كار مىبرد بدون آن‌كه اصطلاح « اضافه » يا « نسبت » را آن‌گونه كه متكلمان آن را به كار مىبردند تعريف كند . اصطلاحات رازى در نوشته‌هاى علامه ديده مىشود . اما رازى تعدادى مفاهيم فلسفى نيز به كار مىبرد كه هيچ‌وجه تشابه صريحى با انديشه‌هاى ابو الحسين بصرى نداشت . در اين مورد نيز علامه از رازى پيروى مىكرد . براى مثال رازى نظريهء فلسفى حدوث را برگزيده بود . اين منجر به اصطلاحاتى تعديل يافته در بسيارى از مسائل شد كه وجه تشابه‌هاى صريحى نيز در نوشته‌هاى علامه داشت . بر اين اساس رازى ، و به تبعيّت از او علامه ، روا مىدانستند كه خداوند به‌طور يكسان ممكن است فانى كند يا بيافريند . اين نظريه ، كه موجب مخالفت صريح با متكلمان متقد مىبود كه منكر اين بودند كه خداوند مىتواند با فعل مستقيم خود چيزى را فانى كند ، مورد تأييد علامه نيز بود . بنابراين در مورد فناء جسم ، رازى و علامه معتقد بودند كه خداوند ممكن است آن را بسادگى فانى كند . متكلمان متقدم كه ناچار بودند بيان ديگرى براى چگونگى