طور كلى جانب احتياط را مراعات مىكرد . او در كتاب معارج با بيان اين مطلب كه موضع ابو الحسين بصرى و موضع فلاسفه هردو مواضع محكمى هستند بحث خود را خاتمه مىدهد . « 1 » در اسرار نيز نظرياتى شبيه به اين دارد . « 2 » او در تسليك مىگويد كه هرچند دلايل وجود نفس را بايد رد كرد اما دليلى بر محال بودن وجود آن در دست نيست . بنابراين بايد آن را ممكن شمرد . « 3 » نشانهاى براى تمايل بيشتر او به ابو الحسين بصرى را مىتوان در بحث فناء و اعاده او مشاهده كرد . به پيروى از اين نظر كه آدمى مركب از اجزاى اصلى است بدون الحاق نفس به آن ، او معتقد بود كه خداوند بدن را فانى نمىكند بلكه اجزاى آن را متفرق مىسازد . او فقط در معارج فناء و اعاده را بر مبناى اين فرض كه آدمى مركب از بدن و نفس است بيان مىكند . در اين صورت فقط بدن معدوم مىشود . هنگامى كه خداوند بخواهد آدمى را بازگرداند ، بدن ديگرى كه فانى نمىشود به نفسش ملحق مىشود . اما علامه اين بيان را براساس اين فرضيه كه آدمى مركب از بدن و نفس است پيشنهاد كرد بدون آنكه تأييد خود را از اين نظريه اعلام كند . در بعضى از رديههايى كه بر ايراد فلاسفه به حكم كلامى فناء جهان و اعادهء بدن انسان نوشته بود صريحا رد مىكرد كه انسان مركب از بدن و نفس است . « 4 »
[ نظر علامه پيرامون تركيب جسم از اجزاء ]
در مورد عقيده به تركيب جسم از اجزاء ، علامه در بيشتر كتابهاى كلامىاش مفهوم « جوهر » و « عرض » را ترجيح مىداد . اولى را جزئى متحيّز و دومى را عرض قائم به جسمى متحيّز ( حال فى المتحيّز ) تعريف مىكرد . « 5 »
تعريف متكلمان از جسم با عنوان تركيبى از اجزاء مورد قبول او نيز بود . « 6 » اما وارد اين بحث متكلمان نشد كه چه تعداد از اجزاء جسمى را مىسازند . « 7 » او در آثار فلسفىاش بيشتر مفاهيم فلسفى « جوهر » و « عرض » را به كار مىبرد و جوهر را موجودى لا فى الموضوع و
هامش
( 1 ) - معارج ، 128 ر . در معارج ( 89 ر - پ ) او به هردو اعتراض مىكند بدون آنكه رجحان خود را بيان كند ؛ اما گفتارش را با اين سخن پايان مىدهد كه هردو نظر به بسيار نزديك به حقيقتاند .
( 2 ) - اسرار ، 153 ر - ب .
( 3 ) - تسليك ، 46 ر - پ .
( 4 ) - همان ، 77 پ .
( 5 ) - معارج ، 110 ر ، مناهج ، 80 پ ؛ نهج المسترشدين ، 25 . او در تسليك ( 9 پ - 10 پ ) فقط مواضع متكلمان و فيلسوفان را نقل مىكند بدون آنكه موضع خود را بيان كند .
( 6 ) - معارج ، 128 ر ، مناهج ، 81 ر ؛ نهج المسترشدين 29 ؛ تسليك ، 12 ر .
( 7 ) - مناهج ، 80 پ ؛ نهج المسترشدين ، 29 .