فناء جسم بهوسيلهء خداوند بيابند اين امكان را رد مىكردند .
باوجود اين بهرغم تأثير گستردهء افكار و اصطلاحات رازى بر كلام علامه او هرجا كه اين افكار با اصول معتزلى او تعارض داشت شديدا انديشههاى اشعرى رازى را رد مىكرد .
خلاصه آنكه جز در مورد مسألهء وعد و وعيد خداوند به بندگان كه علامه از سنت شيعيان ، كه متفاوت با مذهب اشعريان بود ، پيروى مىكرد مىتوان گفت كه كلام او در وهلهء نخست مبتنى بر مكتب ابو الحسين بصرى بود و در وهله دوّم هرجا كه نحوهء بيان فخر الدين مخالفتى با نظريات كلى متكلمان نداشت علامه تحتتأثير بيان او بود .
استثنايى كه در اين مورد وجود داشت نحوهء برخورد او با « ماهيت » و « وجود » بود كه علامه بدون آنكه اين دو جريان مهم تأثيرى بر آراى او داشته باشند بىكموكاست از شيوهء ابن سينا پيروى مىكرد .
اين نتيجهگيريها مربوط به ديدگاههاى علامه در آثار كلامى اوست . امّا چون او فلسفه را نيز به خوبى مىدانست ، و چندين كتاب فلسفى نوشته بود اين سؤال مطرح مىشود كه آثار كلامى او تا چه حدى مبيّن عقيدهء شخص او هستند و آيا او در آثار فلسفىاش پيرو آراى جداگانهاى بود . اين سؤال اهميتى ويژه دارد چون استاد علّامهء حلّى ، يعنى خواجه نصير الدين طوسى ، به فلسفه بيش از كلام شهرت داشت هرچند او چند رساله در كلام نيز نوشته بود كه در آن رسايل ، مانند علامه ، از ابو الحسين بصرى و رازى متأثر بود . از مطالب زندگينامهء شخصى خواجه نصير الدين طوسى معلوم مىشود كه او تحصيل علوم مذهبى متداول زمان و علم كلام را آغاز كرد . « 1 » اما به زودى از آراء و روشهاى كلامى متكلمان كه ، بهنظر او ، خالصانه درصدد كشف حقيقت نبودند ، احساس نارضايتى كرد .
سپس به تعليمات فيلسوفان روى آورد و مشاهده كرد كه آنان تنها بر پايهء عقل و بدون پيروى كوركورانه از ديگران در جستجوى حقيقت مىباشند . وفادارى عميق او به فيلسوفان روشن است . مخصوصا در رد شرحهاى انتقادى فخر الدين رازى از آثار ابن سينا . « 2 » هرچند خواجه مدتى را با اسماعيليان بسر برد اما نهايتا نشان داد كه فيلسوفى واقعى است . « 3 » در هر صورت تعداد اندك رسالههاى مختصر او در علم كلام را نمىتوان
هامش
( 1 ) - مجموعه رسايل خواجه نصير الدين ( به اهتمام مدرس رضوى ، تهران ، 1335 ش ) ، 36 به بعد .
( 2 ) - مخصوصا شرح او بر شرح الاشارات رازى و تلخيص المحصّل او موجود است .
( 3 ) - شاهد بر اين مدعا را مىتوان در كتاب مصارع المصارع او كه ردى است بر كتاب المصارعه شهرستانى