تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
نخست ، نظريهء عذاب ابدى فاسق خلاف عدالت است ، بنابراين از جانب خداوند صادر نمىشود . توجيه صغراى قضيه به‌طورى كه بيان كرديم اين است كه احباط باطل است . بنابر اين گناهكار مستوجب پاداش براى عبادت و ايمانش مىباشد و بناچار بايد به آن برسد . بنابر اجماع اين نمىتواند قبل از عذاب واقع شود و بايد بعد از آن باشد . و اين همان است كه ما درصدد اثبات آن هستيم . دوم ، نظريهء عذاب ابدى گناهكار است كه امرى نامعقول است زيرا حال او با حال كفار برابر است . در صورتى كه كفار از نظر شدت گناهانشان با او يكى نيستند . به‌علاوه ايمان با فسق سازگار است و با كفر منافات دارد . سوم ، از جانب خداوند عظيم قبيح است كه كسى كه صد سال او را پرستش كرده و يك بار مرتكب گناهى شده است همه عباداتش را به‌خاطر يك گناه محو كند . چهارم گناه فاسق محدود است و به‌خاطر آن مستوجب عذابى نامحدود نمىباشد . اين مغاير با كفر است كه بزرگترين گناه و معصيتى است نامحدود . « 1 » رازى نيز همين رأى را اثبات مىكند : نظر ما اين است كه اگرچه خداوند فاسقان مسلمان اهل نماز را كيفر مىدهد ولى آنان را مخلد در آتش نمىكند بلكه آنان را از جهنم به بهشت مىبرد . . . آنچه مورد استناد ماست اين مسأله است كه اين گناهكار يا مستحق عذاب نيست و يا در عين استحقاق عذاب شايستهء ثواب هم مىباشد . اگر چنين باشد بناچار عذاب نبايد دايمى باشد . « 2 » اشعريان و اماميان چون منكر اصل تحابط مورد قبول معتزليان بودند و خط تمايزى را كه معتزليان بين گناه كبيره و صغيره كشيده بودند رد مىكردند . آنها همهء گناهان را تا آن‌جا كه نافرمانى خداوند شمرده مىشود كبيره مىدانستند . درجهء سنگينى گناهان نسبت به يكديگر متفاوت است اما اين تأثيرى بر حالت كلى آنها كه كبيره‌اند ندارد . « 3 » علامه « 4 » و
هامش
( 1 ) - مناهج ، 104 پ ؛ نيز معارج ، 129 پ ؛ تسليك ، 80 پ - 81 ر ؛ نهج المسترشدين ، 423 ؛ كشف المراد ، 9 - 328 . ( 2 ) - اربعين ، 413 ؛ نيز تفسير ، ج 4 ، باب 7 : 8 - 197 ؛ ج 6 ، باب 11 : 56 : ج 9 ، باب 18 : 64 ، ج 2 ، باب 3 : 155 ؛ مسائل ، ج 2 - 381 ؛ معالم 124 به بعد ؛ محصّل 343 به بعد . ( 3 ) - شيخ طوسى ، تمهيد ، 291 ؛ متولى 59 ؛ جوينى ، ارشاد ، 391 ؛ نيز مكدرموت ، 258 ؛ ا . ج . ونسينك و ل . گارده . « خطيئه » ، دايرة المعارف اسلام ، 4 : 1106 . ( 4 ) - كشف المراد ، 328 ؛ مناهج ، 104 ر ؛ معارج ، 129 پ .