معتزليان معتقد بودند مسلمان مرتكب گناه كبيره لازم است براى رهايى از عذاب ابدى و براى رستگار شدن توبه كند . اگر چنين نكند مسلما او در عذاب به سر خواهد برد .
اماميان و اشعريان توبه را براى رستگارى مؤمن لازم نمىدانستند . اگر گناهكار توبه نكند ممكن است خداوند اين بنده را براى مدتى عذاب كند و يا ممكن است از گناه او درگذرد .
اما مرتكب گناه كبيره به واسطهء ايمانش سرانجام پاداش ابدى خواهد يافت . « 1 »
در مورد عوامل اعتبار توبه همهء مذاهب متفق بودند كه توبه بايد شامل پشيمانى يا ندامت براى ارتكاب گناه و قصد يا عزم ترك آن در آينده باشد . « 2 »
علامه و رازى به پيروى از مواضع سنتى مذهبشان در پارهاى از جزئيات اختلافنظر داشتند . در مورد سودمندى توبه معتزليان بصرى معتقد بودند كه اگر بنده توبه كند كيفر گناهانش خودبهخود سلب مىشود . آنان استدلال مىكردند كه اگر گناهكار بهدرستى از گناهش پشيمان شود و عزم كند آن را تكرار نكند ، قبيح است كه باز براى آن مستوجب عذاب باشد . بنابراين خداوند مكلف است كه از عذاب گناهى كه گناهكار از آن توبه كرده است درگذرد . « 3 » علاوه بر اين آنها استدلال مىكردند كه اگر آمرزش گناهانى كه از آن توبه شده بر خداوند واجب هم نباشد از او قبيح است كه مرتكب گناه كبيره ( فاسق ) را مكلف كند ، زيرا هيچ راهى براى او نگذاشته تا به كسب ثواب برسد . « 4 »
بغداديان معتقد بودند كه عذاب محتوم در صورت توبه سلب مىشود . اما اين تنها به علت توبه انجام نمىگيرد بلكه بيشتر بهعلت تفضل خداوند است كه توبه را مىپذيرد و از عذاب استحقاقى او در مىگذرد . « 5 »
اماميان ، مانند بغداديان ، نظر بصريان را كه خداوند مكلف است در صورت توبهء بنده
هامش
( 1 ) - ر . ك : شريف مرتضى ، « اصول » ، 2 - 81 ؛ ميثم بحرانى ، 165 .
( 2 ) - ميثم بحرانى ، 168 ؛ علامه نهج المسترشدين ، 430 ؛ مانكديم 791 ؛ رازى ، تفسير ، ج 4 ، باب 8 :
239 ، ج 5 ، باب 10 : 3 ؛ ج 8 ، باب 16 : 1 - 180 ؛ از طرفى ابن ملاحمى معتقد بود كه توبه فقط شامل پشيمانى است در صورتى كه عزم براى آينده نه جزئى از آن و نه شرط اعتبار آن است . اگر كسى هدفهايى براى پشيمانى دارد اين هدفها او را وادار مىكنند كه در آينده آن را ترك كند . بنابراين عزم جداگانهاى براى آينده زائد است . ( ر . ك : فائق ، 209 به بعد )
( 3 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 14 : 337 به بعد ، مانكديم ، 1 - 790 ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 214 پ .
( 4 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 14 : 339 به بعد ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 213 پ - 214 ر ، نيز رازى ، تفسير ، ج 5 ، باب 10 : 2 ، ج 8 ، باب 15 : 190 .
( 5 ) - مانكديم ، 790 .