تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
همرأى بود . « 1 »

[ نظر ابن ملاحمى در مورد امكان اعاده معدوم ]

ابن ملاحمى امكان اعادهء معدوم را قبول نداشت . « 2 » زيرا او ، به پيروى از ابو الحسين بصرى ، موضع بهشميه را كه معدوم را شيئى مقدم بر وجود آن مىدانستند تأييد نمىكرد . آنها معتقد بودند كه ذات و صفت ذات قائم به آن حقيقتى مقدم بر وجود دارند . بنابراين ذاتى كه فانى مىشود هنوز ثابت است . « 3 » ابن ملاحمى ، برعكس معتقد بود كه اگر خداوند ابدان را بميراند ذوات منفرد آنها نيز فانى مىشوند . در اين صورت براى ابدان منفرد اعادهء حيات غيرممكن است . « 4 » هر بدنى كه خداوند با اعادهء حيات مىآفريند فقط مىتواند شبيه به ابدان منفرد اين جهان باشد . « 5 » اما اين غيرقابل‌قبول است ، زيرا شخص زنده شده كه در آخرت پاداش ، عوض يا كيفر مىبيند بايد همان فردى باشد كه در اين دنيا استحقاق آن را داشته است . در غير اين صورت ، اعادهء حيات ، كيفر ، عوض و پاداش از جانب خداوند ناعادلانه خواهد بود . « 6 » براى بهشميه چنين مسأله‌اى مطرح نبود . آنها مىگفتند چون با عرض فناء وجود ابدان فانى شود باز هم براى خداوند ممكن است كه ابدان منفرد قبلى را دوباره زنده كند . زيرا ذات آنها همراه با صفت ذات زايل نمىشود . « 7 » لذا آنها اعادهء ابدان را نوآفرينى ثانوى خداوند ، نظير آفرينش اولين او تعريف مىكردند . « 8 »
هامش
( 1 ) - در مورد دلايل فيلسوفان ر . ك : جرجانى ، 246 به بعد . ( 2 ) - فائق ، 217 ر به بعد . علامه قبلا اين نظريه را منسوب به ابو الحسين بصرى مىدانست . ( معارج ، 129 ر ) . ابن ملاحمى نظر ابو الحسين را در اين مسأله ذكر نمىكند . ( 3 ) - فرانك ، « معدوم » ، 8 - 204 . ( 4 ) - فائق ، 224 ر ؛ نيز تقى الدين ، 5 - 324 . ( 5 ) - فائق ، 224 ر ؛ نيز علامه ، معارج ، 129 ر . ( 6 ) - فائق ، 224 ر - 225 ب . ( 7 ) - تقى الدين موضع بصريان را چنين معرفى مىكند ( 30 - 329 ) : « پس آنها معتقدند كه اين جواهر تبديل به فناء مىشوند ، معدوم از نظر آنان فقط به اين معنى است كه ( جواهر ) ديگر متصف به صفت وجود نيستند در صورتى كه حقيقت ذات آنها باقى ماند چون ( جوهر ) با صفت ذاتىاش توصيف مىشود . سپس وجود به او باز گردانده مىشود . اين موجود بازگشته با موجود قبلى متفاوت است . و اين موجود عوضى را كه استحقاق دارد مىگيرد . » نيز ر . ك : ابن ملاحمى ، فائق ، 224 پ ؛ جرجانى 224 . ( 8 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 11 : 456 به بعد ؛ ابن متوّيه ، تذكره ، 237 . بصريان معتقد بودند شئ براى امكان اعادهء حيات بايد داراى شرايطى خاص باشد . ابن متوّيه اين شرايط را شماره مىكند ( مجموع ، 2 : 305 ) : « چيزى كه شايسته اعادهء حيات است بايد از زمرهء باقى باشد . بايد حاصل فعل خداوند نه كسى ديگر باشد ، و بايد حاصل فعل مبتدأ باشد . اگر اين شروط تحقق پذيرند اعادهء وجود ممكن است . بدون‌توجه به اين‌كه آيا متعلق