اين نظريه انتقادات زيادى را از طرف مخالفان و معتزليان متأخر برانگيخت . اشعريان در حقيقت اعتراض مىكردند كه چون خداوند عرض فنا را خلق كند همهء جواهر معدوم مىشوند . بنابراين او قادر نيست سبب فناى فقط تعدادى از جواهر شود . « 1 » پيروان مذهب ابو الحسين بصرى و اشعريان نيز اين نظر را كه عرض فنا در محل قرار نمىگيرد رد مىكردند . يكى از خصوصيات بهشميه اين بود كه آنان روا مىدانستند بعضى از اعراض در محلى قرار نگيرند . « 2 »
موضع دومى را كه علامه ذكر و آن را تأييد مىكند مبتنى بر رأى فيلسوفان است كه شئ ممكن بهعلت ممكن بودن ، نه صرفا بهعلت حدوث ، نياز به مؤثرى دارد . « 3 » و تعريف آن ممكن لذاته است صرفنظر از اينكه موجود باشد يا نباشد . لذا در صورت كسب وجود باز هم ممكن لذاته مىباشد . ممكن الوجود ذاتى به خودى خود پايدار نمىماند . بلكه حتى در حالت وجود قائم به مؤثرش مىباشد . « 4 » نسبت به قدرت موثر ، فاعل مختار ، وجود و عدم وجود به تساوى ممكناند . بنابراين او ممكن است اثرى را باطل كند يا سبب بقاى آن شود . « 5 » چون ، بهنظر علامه ، خداوند فاعل مختار است ، اگر بخواهد مىتواند جهان را با فعلى مستقيم نابود كند . « 6 »
بيشتر معتزليان متقدمى كه معتقد بودند فقط براى ايجاد اشياء نياز به مؤثر مىباشد اين
هامش
( 1 ) - ابو القاسم انصارى ، شرح الارشاد ( نسخهء خطى كتابخانهء دانشگاه پرنيستونELS634 ) ، 131 ر ؛ همو ، الغنيه فى اصول الدين ( نسخه خطى استانبول ، 3 احمد ، 1916 ) ، 94 ر ؛ جوينى ، ارشاد ، 140 ؛ الكامل فى اختصار الشامل ( نسخه خطى ، مجهول المولف ، استانبول ، 3 احمد 1322 ) ، 73 پ - 74 ر . ابو على قبل از تجديدنظر در موضعش مبنى بر اينكه انواع مختلف فناء وجود دارد كه هريك سبب اعدام نوع جوهر مربوط به خود مىشود ( ر ك كتاب حاضر ص 210 يادداشت 7 ) معتقد بود كه خداوند فقط قادر به اعدام تعدادى از جواهر است ) ر ك ژيماره ، « مطالب » 292 ؛ ابن متوّيه ، تذكره ، 231 .
( 2 ) - مثلا ر . ك : ابن ملاحمى ، معتمد ، 4 - 133 ؛ علامه ، مناهج ، 188 پ ؛ همو ، نهج المسترشدين ، 91 ، بغدادى ، فرق ، 197 .
( 3 ) - مثلا ابن سينا ، نجات ، 50 - 249 .
( 4 ) - اسرار ، 205 ر ، 212 پ ؛ مناهج 79 ر ، 88 پ ؛ نهج المسترشدين ، 164 ؛ نهاية المرام ، 48 پ . نيز ر . ك :
ابن ملاحمى ، فائق ، 218 ر ، 225 ر - 226 پ كه نويسنده به اين نظريه اعتراض مىكند و از موضع سنتى معتزليان ، كه وجود اشياء را وجود بذاته مىدانند نه نيازمند به مؤثرى ، دفاع مىكند .
( 5 ) - مناهج ، 84 پ .
( 6 ) - همان ، 88 پ ؛ معارج 129 ر ؛ تسليك ، 79 ر .