تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
« حشر » و « نشرى » نبود كه نيكوكار پاداش و بدكار كيفر بيند زندگى اين دنيا نه‌تنها عبث كه سفه است . « 1 » اين استدلال دال بر اين است كه خداوند جهان را براى مصلحت بنده آفريده و او مكلف است كه اعاده و حشر را تحقق بخشد . هردو اصل با نظر رازى دربارهء رابطهء خداوند با مخلوقش تباين دارد . او همچنين اشاره مىكند كه كيفيت اخلاقى افعال بنده سرنوشت او را در آخرت تعيين مىكند . به‌طورى كه در بحث مربوط به پاداش و كيفر خواهد آمد . اين اصل موافق موضع رازى به‌عنوان يك اشعرى نمىباشد . او در استدلال دومش بيشتر براساس اصول غيراشعرى بحث مىكرد . او ادعا مىكرد كه خداوند بنده را براى « راحت » و « لذّت » آفريده است . در اين دنيا نمىتوان به چنين هدفى رسيد زيرا لذّت واقعى وجود ندارد . لذت در اين دنيا فقط دفع ضرر است . بنابراين او چنين نتيجه مىگرفت كه خداوند سبب حشر بنده در آخرت مىشود تا از لذّت حقيقى بهره‌مند شود . اگر چنين نبود وصف كردن خداوند به صفت « محسن » و « رحيم » و « غنى » مغاير با اين بود . او مىگويد : خداوند خلقت را براى آسايش يا تعب و رنج آفريده و يا آن را براى آسايش يا براى تعب نيافريده است . روا نيست كه خداوند آن را براى تعب و رنج آفريده باشد زيرا اين شايسته خداى محسن و رحيم و غنى كه نيازمند مخلوق نيست نمىباشد . همين‌طور روا نيست گفته شود كه او بشر را براى آسايش و براى رنج و تعب نيافريده است زيرا اين مورد در صورتى ممكن بود كه بشر معدوم مىبود . و اين مبين آن است كه خداوند مخلوقات را فقط براى آسايش خودشان آفريده است . پس مىگويم كه اين آسايش يا در اين دنيا تحقق مىپذيرد ، زيرا آنچه را بنده در اين دنيا لذت تصور مىكند لذّت نيست بلكه دفع ضرر است . مثلا غذا خوردن در واقع لذّت نيست بلكه بيشتر براى رفع رنج گرسنگى است . . . چون محقق شد كه موجودات زنده به‌منظور كسب لذت و راحتى آفريده شده‌اند و اين هدف در اين جهان تحقق نمىپذيرد ناگزير بايد پذيرفت كه پس از اين دنياى ديگرى وجود دارد كه اين هدف در آن تحقق خواهد يافت و آن آخرت است . « 2 »
هامش
( 1 ) - اربعين ، 4 - 293 . ( 2 ) - همان ، 5 - 294 .